quadrophonic

[ایالات متحده]/ˌkwɒdrəˈfɒnɪk/
[بریتانیا]/ˌkwɑːdrəˈfɑːnɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یک سیستم صوتی که از چهار کانال استفاده می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

quadrophonic sound

صدای چهره‌دار

quadrophonic system

سیستم چهره‌دار

quadrophonic music

موسیقی چهره‌دار

quadrophonic setup

راه‌اندازی چهره‌دار

quadrophonic recording

ضبط چهره‌دار

quadrophonic output

خروجی چهره‌دار

quadrophonic headphones

هدفون‌های چهره‌دار

quadrophonic amplifier

تقویت‌کننده چهره‌دار

quadrophonic playback

پخش چهره‌دار

quadrophonic experience

تجربه چهره‌دار

جملات نمونه

quadrophonic sound provides an immersive listening experience.

صدای چهره‌ای، تجربه‌ای شنیداری فراگیر را فراهم می‌کند.

many home theaters now support quadrophonic audio systems.

اکنون بسیاری از سینمای خانگی از سیستم‌های صوتی چهره‌ای پشتیبانی می‌کنند.

the album was released in quadrophonic format.

این آلبوم در قالب چهره‌ای منتشر شد.

he prefers listening to music in quadrophonic rather than stereo.

او ترجیح می‌دهد به جای استریو، موسیقی را به صورت چهره‌ای گوش دهد.

quadrophonic speakers enhance the surround sound experience.

بلندگوهای چهره‌ای، تجربه صدای فراگیر را بهبود می‌بخشند.

she enjoys watching movies with quadrophonic audio.

او از تماشای فیلم با صدای چهره‌ای لذت می‌برد.

setting up a quadrophonic system can be complex.

راه‌اندازی یک سیستم چهره‌ای می‌تواند پیچیده باشد.

he studied the principles of quadrophonic sound design.

او اصول طراحی صدای چهره‌ای را مطالعه کرد.

many audiophiles appreciate the depth of quadrophonic recordings.

بسیاری از شنوندگان حرفه‌ای، عمق ضبط‌های چهره‌ای را ارزیابی می‌کنند.

the concert was mixed in quadrophonic for a richer audio experience.

اجرا در قالب چهره‌ای میکس شد تا تجربه صوتی غنی‌تری را ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید