quaffed ale
نوشیدن سریع آبجو
quaffed wine
نوشیدن سریع شراب
quaffed mead
نوشیدن سریع مِت
quaffed beer
نوشیدن سریع آبجو
quaffed punch
نوشیدن سریع پانچ
quaffed spirits
نوشیدن سریع مشروبات الکلی
quaffed cider
نوشیدن سریع سایدِر
quaffed cocktails
نوشیدن سریع کوکتل
quaffed beverages
نوشیدن سریع نوشیدنیها
quaffed libations
نوشیدن سریع نوشیدنیها
after the long hike, they quaffed cold water from their bottles.
بعد از پیادهروی طولانی، آنها آب سرد را از بطریهای خود نوشیدند.
he quaffed the last of his drink in one gulp.
او آخرین جرعه نوشیدنیاش را یکجا نوشید.
during the celebration, they quaffed champagne to toast their success.
در طول جشن، آنها شامپاین نوشیدند تا موفقیت خود را گرامی بدارند.
the children quaffed lemonade on a hot summer day.
کودکان در یک روز گرم تابستان، لیموناد نوشیدند.
he quaffed the rich coffee, savoring its flavor.
او قهوه غلیظ را نوشید و از طعم آن لذت برد.
they quaffed their drinks while watching the sunset.
آنها در حالی که غروب خورشید را تماشا میکردند، نوشیدنیهای خود را نوشیدند.
she quaffed the smoothie, enjoying the refreshing taste.
او اسموتی را نوشید و از طعم مطبوع آن لذت برد.
after the race, the athletes quaffed energy drinks to recover.
بعد از مسابقه، ورزشکاران نوشیدنیهای انرژیزا نوشیدند تا ریکاوری شوند.
at the party, guests quaffed various cocktails all night.
در مهمانی، مهمانان تمام شب انواع کوکتل نوشیدند.
he quaffed a pint of beer while watching the game.
او در حالی که مسابقه را تماشا میکرد، یک پینت آبجو نوشید.
quaffed ale
نوشیدن سریع آبجو
quaffed wine
نوشیدن سریع شراب
quaffed mead
نوشیدن سریع مِت
quaffed beer
نوشیدن سریع آبجو
quaffed punch
نوشیدن سریع پانچ
quaffed spirits
نوشیدن سریع مشروبات الکلی
quaffed cider
نوشیدن سریع سایدِر
quaffed cocktails
نوشیدن سریع کوکتل
quaffed beverages
نوشیدن سریع نوشیدنیها
quaffed libations
نوشیدن سریع نوشیدنیها
after the long hike, they quaffed cold water from their bottles.
بعد از پیادهروی طولانی، آنها آب سرد را از بطریهای خود نوشیدند.
he quaffed the last of his drink in one gulp.
او آخرین جرعه نوشیدنیاش را یکجا نوشید.
during the celebration, they quaffed champagne to toast their success.
در طول جشن، آنها شامپاین نوشیدند تا موفقیت خود را گرامی بدارند.
the children quaffed lemonade on a hot summer day.
کودکان در یک روز گرم تابستان، لیموناد نوشیدند.
he quaffed the rich coffee, savoring its flavor.
او قهوه غلیظ را نوشید و از طعم آن لذت برد.
they quaffed their drinks while watching the sunset.
آنها در حالی که غروب خورشید را تماشا میکردند، نوشیدنیهای خود را نوشیدند.
she quaffed the smoothie, enjoying the refreshing taste.
او اسموتی را نوشید و از طعم مطبوع آن لذت برد.
after the race, the athletes quaffed energy drinks to recover.
بعد از مسابقه، ورزشکاران نوشیدنیهای انرژیزا نوشیدند تا ریکاوری شوند.
at the party, guests quaffed various cocktails all night.
در مهمانی، مهمانان تمام شب انواع کوکتل نوشیدند.
he quaffed a pint of beer while watching the game.
او در حالی که مسابقه را تماشا میکرد، یک پینت آبجو نوشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید