quagmires

[ایالات متحده]/ˈkwæɡmaɪəz/
[بریتانیا]/ˈkwæɡˌmaɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق خیس و گل‌آلود

عبارات و ترکیب‌ها

quagmires of confusion

باتلاق‌های سردرگمی

political quagmires

باتلاق‌های سیاسی

financial quagmires

باتلاق‌های مالی

social quagmires

باتلاق‌های اجتماعی

quagmires of despair

باتلاق‌های ناامیدی

quagmires of doubt

باتلاق‌های تردید

quagmires of complexity

باتلاق‌های پیچیدگی

quagmires of uncertainty

باتلاق‌های عدم قطعیت

emotional quagmires

باتلاق‌های احساسی

quagmires of bureaucracy

باتلاق‌های بوروکراسی

جملات نمونه

we found ourselves in a series of quagmires during the project.

ما خود را در مجموعه‌ای از باتلاق‌ها در طول پروژه یافتیم.

his financial decisions led him into deeper quagmires.

تصمیمات مالی او او را به باتلاق‌های عمیق‌تر سوق داد.

the political situation is a quagmire with no easy solutions.

وضعیت سیاسی یک باتلاق با راه‌حل‌های آسان نیست.

they struggled to navigate the quagmires of bureaucracy.

آنها برای پیمایش در باتلاق‌های بوروکراسی تلاش کردند.

she felt trapped in the emotional quagmires of her past.

او احساس کرد در باتلاق‌های عاطفی گذشته خود گرفتار شده است.

the team worked hard to avoid potential quagmires in the negotiation.

تیم سخت تلاش کرد تا از باتلاق‌های احتمالی در مذاکره جلوگیری کند.

his career was marred by quagmires of scandal and controversy.

حرفه‌ی او با باتلاق‌های رسوایی و جنجال لکه‌دار شده بود.

understanding the quagmires of human relationships can be challenging.

درک باتلاق‌های روابط انسانی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

they navigated through the quagmires of their differing opinions.

آنها از میان باتلاق‌های نظرات متفاوتمان خود عبور کردند.

the environmental quagmires pose a threat to wildlife.

باتلاق‌های زیست‌محیطی تهدیدی برای حیات وحش هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید