qualifiers

[ایالات متحده]/ˈkwɒlɪfaɪəz/
[بریتانیا]/ˈkwɑːlɪfaɪərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشخاصی که شرایط را برآورده می‌کنند; اصلاح‌کننده‌ها یا اصطلاحات محدودکننده

عبارات و ترکیب‌ها

qualifiers list

لیست واجد شرایط

qualifiers usage

نحوه استفاده از واجد شرایط

qualifiers example

مثال واجد شرایط

qualifiers rules

قوانین واجد شرایط

qualifiers types

انواع واجد شرایط

qualifiers definition

تعریف واجد شرایط

qualifiers meaning

معنی واجد شرایط

qualifiers function

وظیفه واجد شرایط

qualifiers criteria

معیارهای واجد شرایط

qualifiers approach

رویکرد واجد شرایط

جملات نمونه

qualifiers can significantly change the meaning of a statement.

واژگان محدودکننده می‌توانند معنای یک عبارت را به طور قابل توجهی تغییر دهند.

using qualifiers helps to clarify your argument.

استفاده از واژگان محدودکننده به روشن کردن استدلال شما کمک می‌کند.

in academic writing, qualifiers are often necessary.

در نگارش آکادمیک، واژگان محدودکننده اغلب ضروری هستند.

he added qualifiers to make his point more precise.

او واژگان محدودکننده را اضافه کرد تا نقطه او را دقیق‌تر کند.

qualifiers can soften the impact of a statement.

واژگان محدودکننده می‌توانند تأثیر یک عبارت را کاهش دهند.

she used qualifiers to express her uncertainty.

او از واژگان محدودکننده برای بیان عدم اطمینان خود استفاده کرد.

qualifiers are essential in conveying nuances.

واژگان محدودکننده برای انتقال ظرافت‌ها ضروری هستند.

in conversation, qualifiers can enhance communication.

در مکالمه، واژگان محدودکننده می‌توانند ارتباطات را بهبود بخشند.

he often relies on qualifiers to avoid making absolute claims.

او اغلب به واژگان محدودکننده تکیه می‌کند تا از ارائه ادعاهای مطلق خودداری کند.

qualifiers can be used to express degrees of certainty.

می‌توان از واژگان محدودکننده برای بیان سطوح اطمینان استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید