have qualms
نگرانی داشتن
expressing qualms
بیان تردید یا نگرانی
without qualms
بدون تردید یا نگرانی
any qualms
هر گونه تردید یا نگرانی
serious qualms
نگرانیهای جدی
qualms about
نگرانی در مورد
despite qualms
با وجود تردید یا نگرانی
raising qualms
اظهار تردید یا نگرانی
addressing qualms
رسیدگی به تردید یا نگرانی
had qualms
نگران بودم
she had some qualms about accepting the job offer.
او در مورد پذیرش پیشنهاد شغلی، نگرانیهایی داشت.
despite his qualms, he decided to proceed with the plan.
با وجود نگرانیهایش، تصمیم گرفت طرح را پیش ببرد.
i expressed my qualms about the safety of the new bridge.
من نگرانیهایم را در مورد ایمنی پل جدید بیان کردم.
the committee had no serious qualms about the proposal.
هیچ نگرانی جدی در مورد پیشنهاد برای کمیته وجود نداشت.
he voiced his qualms regarding the company's ethics.
او نگرانیهای خود را در مورد اخلاق شرکت بیان کرد.
she overcame her qualms and applied for the scholarship.
او بر نگرانیهای خود غلبه کرد و برای بورسیه درخواست داد.
the lawyer raised some qualms about the admissibility of the evidence.
وکیل نگرانیهایی در مورد پذیرش مدارک مطرح کرد.
we had qualms about the high cost of the project.
ما در مورد هزینه بالای پروژه نگرانی داشتیم.
he admitted having qualms about the long hours.
او اعتراف کرد که در مورد ساعات طولانی نگرانی دارد.
the investors had qualms about the company's future prospects.
سرمایهگذاران در مورد چشمانداز آینده شرکت نگرانی داشتند.
she had no qualms about speaking her mind.
او هیچ مشکلی در بیان عقیدهاش نداشت.
have qualms
نگرانی داشتن
expressing qualms
بیان تردید یا نگرانی
without qualms
بدون تردید یا نگرانی
any qualms
هر گونه تردید یا نگرانی
serious qualms
نگرانیهای جدی
qualms about
نگرانی در مورد
despite qualms
با وجود تردید یا نگرانی
raising qualms
اظهار تردید یا نگرانی
addressing qualms
رسیدگی به تردید یا نگرانی
had qualms
نگران بودم
she had some qualms about accepting the job offer.
او در مورد پذیرش پیشنهاد شغلی، نگرانیهایی داشت.
despite his qualms, he decided to proceed with the plan.
با وجود نگرانیهایش، تصمیم گرفت طرح را پیش ببرد.
i expressed my qualms about the safety of the new bridge.
من نگرانیهایم را در مورد ایمنی پل جدید بیان کردم.
the committee had no serious qualms about the proposal.
هیچ نگرانی جدی در مورد پیشنهاد برای کمیته وجود نداشت.
he voiced his qualms regarding the company's ethics.
او نگرانیهای خود را در مورد اخلاق شرکت بیان کرد.
she overcame her qualms and applied for the scholarship.
او بر نگرانیهای خود غلبه کرد و برای بورسیه درخواست داد.
the lawyer raised some qualms about the admissibility of the evidence.
وکیل نگرانیهایی در مورد پذیرش مدارک مطرح کرد.
we had qualms about the high cost of the project.
ما در مورد هزینه بالای پروژه نگرانی داشتیم.
he admitted having qualms about the long hours.
او اعتراف کرد که در مورد ساعات طولانی نگرانی دارد.
the investors had qualms about the company's future prospects.
سرمایهگذاران در مورد چشمانداز آینده شرکت نگرانی داشتند.
she had no qualms about speaking her mind.
او هیچ مشکلی در بیان عقیدهاش نداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید