quantifies

[ایالات متحده]/ˈkwɒntɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈkwɑːntɪfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مقدار چیزی را تعیین می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

quantifies risk

تعیین ریسک

quantifies data

تعیین داده

quantifies success

تعیین موفقیت

quantifies impact

تعیین تاثیر

quantifies performance

تعیین عملکرد

quantifies output

تعیین خروجی

quantifies change

تعیین تغییر

quantifies growth

تعیین رشد

quantifies effort

تعیین تلاش

quantifies value

تعیین ارزش

جملات نمونه

the study quantifies the effects of pollution on health.

مطالعه اثرات آلودگی بر سلامت را کمی می‌کند.

this tool quantifies customer satisfaction effectively.

این ابزار به طور موثر رضایت مشتری را کمی می‌کند.

the report quantifies the economic impact of the project.

گزارش تأثیر اقتصادی پروژه را کمی می‌کند.

she quantifies her progress with regular assessments.

او پیشرفت خود را با ارزیابی‌های منظم کمی می‌کند.

the software quantifies data in real-time.

نرم‌افزار داده‌ها را در زمان واقعی کمی می‌کند.

he quantifies the risks before making a decision.

او خطرات را قبل از تصمیم‌گیری کمی می‌کند.

the survey quantifies public opinion on climate change.

این نظرسنجی نظر عمومی در مورد تغییرات آب و هوایی را کمی می‌کند.

this formula quantifies the relationship between variables.

این فرمول رابطه بین متغیرها را کمی می‌کند.

our research quantifies the benefits of exercise.

تحقیقات ما فواید ورزش را کمی می‌کند.

the analysis quantifies the effectiveness of the marketing strategy.

تجزیه‌وتحلیل اثربخشی استراتژی بازاریابی را کمی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید