quantile

[ایالات متحده]/ˈkwɒntaɪl/
[بریتانیا]/ˈkwɑːnˌtaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مقدار آماری که یک مجموعه داده را به بازه‌هایی با احتمال‌های مساوی تقسیم می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

upper quantile

چهارضلعی بالا

lower quantile

چهارضلعی پایین

quantile range

محدوده کوانتایل

quantile analysis

تجزیه و تحلیل کوانتایل

quantile regression

رگرسیون کوانتایل

quantile distribution

توزیع کوانتایل

quantile function

تابع کوانتایل

quantile estimate

تخمین کوانتایل

quantile method

روش کوانتایل

quantile sample

نمونه کوانتایل

جملات نمونه

the data was divided into quantiles for better analysis.

داده‌ها برای تحلیل بهتر به کوانتایل‌ها تقسیم شدند.

we can use quantiles to understand income distribution.

ما می‌توانیم از کوانتایل‌ها برای درک توزیع درآمد استفاده کنیم.

the top quantile of students performed exceptionally well.

بالاترین کوانتایل دانش‌آموزان عملکرد فوق‌العاده خوبی داشتند.

quantiles help in identifying outliers in the data set.

کوانتایل‌ها به شناسایی نقاط پرت در مجموعه داده کمک می‌کنند.

he ranked in the 90th quantile of his class.

او در رتبه 90ام کوانتایل کلاس خود قرار گرفت.

using quantiles can simplify complex statistical models.

استفاده از کوانتایل‌ها می‌تواند مدل‌های آماری پیچیده را ساده کند.

we calculated the quantiles to summarize the survey results.

ما کوانتایل‌ها را برای خلاصه کردن نتایج نظرسنجی محاسبه کردیم.

in this study, we focused on the lower quantile of the population.

در این مطالعه، ما بر روی پایین‌ترین کوانتایل جمعیت تمرکز کردیم.

understanding quantiles is essential for data analysis.

درک کوانتایل‌ها برای تجزیه و تحلیل داده‌ها ضروری است.

quantiles provide a clear picture of data distribution.

کوانتایل‌ها تصویری واضح از توزیع داده‌ها ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید