quantized

[ایالات متحده]/ˈkwɒn.taɪzd/
[بریتانیا]/ˈkwɑn.taɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقسیم شده به واحدها یا مقادیر مجزا

عبارات و ترکیب‌ها

quantized signal

سیگنال کوانتیزه

quantized data

داده کوانتیزه

quantized model

مدل کوانتیزه

quantized levels

سطوح کوانتیزه

quantized representation

بازنمایی کوانتیزه

quantized values

مقادیر کوانتیزه

quantized output

خروجی کوانتیزه

quantized error

خطای کوانتیزه

quantized coefficients

ضرایب کوانتیزه

quantized image

تصویر کوانتیزه

جملات نمونه

the signal was quantized to reduce noise.

سیگنال کوانتیزه شد تا نویز کاهش یابد.

quantized data can improve processing speed.

داده‌های کوانتیزه شده می‌توانند سرعت پردازش را بهبود بخشند.

in digital audio, sound waves are quantized.

در صدای دیجیتال، موج‌های صوتی کوانتیزه می‌شوند.

quantized images require less storage space.

تصاویر کوانتیزه شده فضای ذخیره‌سازی کمتری نیاز دارند.

we quantized the measurements for better accuracy.

ما اندازه‌گیری‌ها را برای دقت بیشتر کوانتیزه کردیم.

the quantized model showed significant improvements.

مدل کوانتیزه شده پیشرفت‌های قابل توجهی نشان داد.

she explained how quantized systems work.

او توضیح داد که سیستم‌های کوانتیزه چگونه کار می‌کنند.

quantized values are essential in digital systems.

مقادیر کوانتیزه شده در سیستم‌های دیجیتال ضروری هستند.

they used a quantized approach to solve the problem.

آنها از یک رویکرد کوانتیزه برای حل مشکل استفاده کردند.

understanding quantized physics is crucial for scientists.

درک فیزیک کوانتیزه شده برای دانشمندان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید