quavered voice
صدای لرزان
quavered reply
پاسخ لرزان
quavered tone
لحن لرزان
quavered words
کلمات لرزان
quavered song
آهنگ لرزان
quavered laughter
خنده لرزان
quavered speech
سخنرانی لرزان
quavered whisper
نجوا لرزان
quavered statement
اظهارنظر لرزان
quavered breath
نفس لرزان
her voice quavered as she spoke about her fears.
صدای او در حالی که در مورد ترسهایش صحبت میکرد، میلرزید.
the singer's voice quavered during the high notes.
صدای خواننده در طول نتهای بالا میلرزید.
he quavered with emotion while delivering the speech.
در حالی که سخنرانی میکرد، صدایش از روی احساسات میلرزید.
she quavered slightly when she realized the truth.
وقتی متوجه حقیقت شد، کمی صدایش میلرزید.
the child's voice quavered with excitement.
صدای کودک از هیجان میلرزید.
his hands quavered as he tried to write.
وقتی سعی کرد بنویسد، دستهایش میلرزید.
she quavered in fear when she heard the loud noise.
وقتی صدای بلند را شنید، از ترس میلرزید.
the actor's voice quavered during the emotional scene.
در صحنه احساسی، صدای بازیگر میلرزید.
his voice quavered, revealing his uncertainty.
صدای او میلرزید و عدم اطمینانش را نشان میداد.
she quavered with laughter at the funny joke.
با دیدن شوخی خندهدار، از خنده میلرزید.
quavered voice
صدای لرزان
quavered reply
پاسخ لرزان
quavered tone
لحن لرزان
quavered words
کلمات لرزان
quavered song
آهنگ لرزان
quavered laughter
خنده لرزان
quavered speech
سخنرانی لرزان
quavered whisper
نجوا لرزان
quavered statement
اظهارنظر لرزان
quavered breath
نفس لرزان
her voice quavered as she spoke about her fears.
صدای او در حالی که در مورد ترسهایش صحبت میکرد، میلرزید.
the singer's voice quavered during the high notes.
صدای خواننده در طول نتهای بالا میلرزید.
he quavered with emotion while delivering the speech.
در حالی که سخنرانی میکرد، صدایش از روی احساسات میلرزید.
she quavered slightly when she realized the truth.
وقتی متوجه حقیقت شد، کمی صدایش میلرزید.
the child's voice quavered with excitement.
صدای کودک از هیجان میلرزید.
his hands quavered as he tried to write.
وقتی سعی کرد بنویسد، دستهایش میلرزید.
she quavered in fear when she heard the loud noise.
وقتی صدای بلند را شنید، از ترس میلرزید.
the actor's voice quavered during the emotional scene.
در صحنه احساسی، صدای بازیگر میلرزید.
his voice quavered, revealing his uncertainty.
صدای او میلرزید و عدم اطمینانش را نشان میداد.
she quavered with laughter at the funny joke.
با دیدن شوخی خندهدار، از خنده میلرزید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید