dequeued

[ایالات متحده]/[dɪˈkjuːd]/
[بریتانیا]/[dɪˈkjuːd]/

ترجمه

v. برای حذف یک مورد از انتهای یک ساختار داده، مانند صف یا دکه.
v. (زمان گذشته dequeue) زمان گذشته dequeue.

عبارات و ترکیب‌ها

dequeued messages

پیام‌های خارج شده از صف

dequeued item

عنصر خارج شده از صف

dequeued successfully

با موفقیت از صف خارج شد

dequeued element

عنصر خارج شده از صف

being dequeued

در حال خارج شدن از صف

dequeued entry

ورودی خارج شده از صف

dequeued value

مقدار خارج شده از صف

has dequeued

خارج کرده است

جملات نمونه

the message was dequeued from the priority queue.

پیام از صف خارج و بلافاصله پردازش شد.

the task was dequeued after a long wait.

پس از خارج کردن آخرین عنصر، لیست خالی بود.

the email was dequeued and processed successfully.

سیستم یک درخواست را از صف خارج و به سرور ارسال کرد.

the print job was dequeued from the network printer.

ما قدیمی‌ترین کار را از صف خارج کردیم تا اقلام فوری را در اولویت قرار دهیم.

the user request was dequeued by the server.

داده‌ها از صف خارج و در پایگاه داده ذخیره شدند.

the data packet was dequeued for transmission.

فرآیند کارگر یک کار را از صف خارج و شروع به اجرا کرد.

the background job was dequeued at midnight.

الگوریتم عناصر را از صف خارج کرد تا ترتیب مرتب‌شده را حفظ کند.

the audio file was dequeued from the playlist.

رویداد از صف خارج و توسط شنونده رویداد مدیریت شد.

the transaction was dequeued and verified.

برنامه یک فریم را از بافر برای نمایش خارج کرد.

the image was dequeued for rendering.

برنامه‌ریز فرآیند بعدی را برای اجرا از صف خارج کرد.

the log entry was dequeued from the buffer.

برنامه یک اعلان را از صف خارج و به کاربر نمایش داد.

the command was dequeued and executed.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید