quiescences

[ایالات متحده]/kwɪˈɛsənsɪz/
[بریتانیا]/kwɪˈɛsənsɪz/

ترجمه

n. حالت سکوت یا عدم فعالیت

عبارات و ترکیب‌ها

cellular quiescences

خواب‌آلودگی سلولی

quiescences phase

فاز خواب‌آلودگی

quiescences state

حالت خواب‌آلودگی

quiescences period

دوره خواب‌آلودگی

quiescences mechanism

مکانیسم خواب‌آلودگی

quiescences response

پاسخ خواب‌آلودگی

quiescences regulation

تنظیم خواب‌آلودگی

quiescences factors

عوامل خواب‌آلودگی

quiescences conditions

شرایط خواب‌آلودگی

induced quiescences

خواب‌آلودگی القا شده

جملات نمونه

the quiescences of the cells were crucial for the experiment.

خواب‌آلودگی سلول‌ها برای آزمایش بسیار مهم بود.

during the quiescences, the organism conserves energy.

در طول خواب‌آلودگی، ارگانیسم انرژی را حفظ می‌کند.

the quiescences in nature can be quite peaceful.

خواب‌آلودگی در طبیعت می‌تواند بسیار آرام باشد.

understanding quiescences helps in studying cellular behavior.

درک خواب‌آلودگی به مطالعه رفتار سلولی کمک می‌کند.

quiescences are often overlooked in biological studies.

خواب‌آلودگی اغلب در مطالعات بیولوژیکی نادیده گرفته می‌شود.

the quiescences of the plant species contribute to its survival.

خواب‌آلودگی گونه‌های گیاهی به بقای آن کمک می‌کند.

during quiescences, many species exhibit unique behaviors.

در طول خواب‌آلودگی، بسیاری از گونه‌ها رفتارهای منحصر به فرد از خود نشان می‌دهند.

quiescences can be a strategic advantage in nature.

خواب‌آلودگی می‌تواند یک مزیت استراتژیک در طبیعت باشد.

the study focused on the quiescences of dormant seeds.

مطالعه بر روی خواب‌آلودگی دانه‌های در حال رکود متمرکز بود.

quiescences play a significant role in the life cycle of many organisms.

خواب‌آلودگی نقش مهمی در چرخه زندگی بسیاری از ارگانیسم‌ها دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید