quiltings

[ایالات متحده]/ˈkwɪltɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkwɪltɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند دوختن دو لایه پارچه به هم برای ساخت یک لحاف؛ روشی برای دوختن الگوها روی پارچه

عبارات و ترکیب‌ها

quilting bee

عسل دوخت و دوز

quilting class

کلاس دوخت و دوز

quilting pattern

الگوی دوخت و دوز

quilting supplies

لوازم دوخت و دوز

quilting project

پروژه دوخت و دوز

quilting fabric

پارچه دوخت و دوز

quilting frame

قاب دوخت و دوز

quilting technique

تکنیک دوخت و دوز

modern quilting

دوخت و دوز مدرن

hand quilting

دوخت و دوز دستی

جملات نمونه

i enjoy quilting on weekends as a relaxing hobby.

من از گذراندن آخر هفته‌ها به عنوان یک سرگرمی آرامش‌بخش به دوخت و دوز بافتن (quilting) لذت می‌برم.

she learned quilting from her grandmother.

او دوخت و دوز بافتن (quilting) را از مادربزرگش یاد گرفت.

quilting requires patience and attention to detail.

دوخت و دوز بافتن (quilting) نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.

they organized a quilting bee to finish their project.

آنها یک گردهمایی دوخت و دوز برگزار کردند تا پروژه خود را به پایان برسانند.

quilting can be a great way to express creativity.

دوخت و دوز بافتن (quilting) می‌تواند راهی عالی برای بیان خلاقیت باشد.

she bought a new sewing machine for quilting.

او یک دستگاه خیاطی جدید برای دوخت و دوز بافتن (quilting) خرید.

quilting classes are available at the local community center.

کلاس‌های دوخت و دوز بافتن (quilting) در مرکز اجتماعی محلی در دسترس هستند.

he specializes in modern quilting techniques.

او در تکنیک‌های مدرن دوخت و دوز بافتن (quilting) تخصص دارد.

the quilting pattern was intricate and beautiful.

الگوی دوخت و دوز بافتن (quilting) پیچیده و زیبا بود.

she entered her quilt in the annual quilting competition.

او لحاف خود را در مسابقه سالانه دوخت و دوز بافتن (quilting) به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید