quilting bee
عسل دوخت و دوز
quilting class
کلاس دوخت و دوز
quilting pattern
الگوی دوخت و دوز
quilting supplies
لوازم دوخت و دوز
quilting project
پروژه دوخت و دوز
quilting fabric
پارچه دوخت و دوز
quilting frame
قاب دوخت و دوز
quilting technique
تکنیک دوخت و دوز
modern quilting
دوخت و دوز مدرن
hand quilting
دوخت و دوز دستی
i enjoy quilting on weekends as a relaxing hobby.
من از گذراندن آخر هفتهها به عنوان یک سرگرمی آرامشبخش به دوخت و دوز بافتن (quilting) لذت میبرم.
she learned quilting from her grandmother.
او دوخت و دوز بافتن (quilting) را از مادربزرگش یاد گرفت.
quilting requires patience and attention to detail.
دوخت و دوز بافتن (quilting) نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.
they organized a quilting bee to finish their project.
آنها یک گردهمایی دوخت و دوز برگزار کردند تا پروژه خود را به پایان برسانند.
quilting can be a great way to express creativity.
دوخت و دوز بافتن (quilting) میتواند راهی عالی برای بیان خلاقیت باشد.
she bought a new sewing machine for quilting.
او یک دستگاه خیاطی جدید برای دوخت و دوز بافتن (quilting) خرید.
quilting classes are available at the local community center.
کلاسهای دوخت و دوز بافتن (quilting) در مرکز اجتماعی محلی در دسترس هستند.
he specializes in modern quilting techniques.
او در تکنیکهای مدرن دوخت و دوز بافتن (quilting) تخصص دارد.
the quilting pattern was intricate and beautiful.
الگوی دوخت و دوز بافتن (quilting) پیچیده و زیبا بود.
she entered her quilt in the annual quilting competition.
او لحاف خود را در مسابقه سالانه دوخت و دوز بافتن (quilting) به نمایش گذاشت.
quilting bee
عسل دوخت و دوز
quilting class
کلاس دوخت و دوز
quilting pattern
الگوی دوخت و دوز
quilting supplies
لوازم دوخت و دوز
quilting project
پروژه دوخت و دوز
quilting fabric
پارچه دوخت و دوز
quilting frame
قاب دوخت و دوز
quilting technique
تکنیک دوخت و دوز
modern quilting
دوخت و دوز مدرن
hand quilting
دوخت و دوز دستی
i enjoy quilting on weekends as a relaxing hobby.
من از گذراندن آخر هفتهها به عنوان یک سرگرمی آرامشبخش به دوخت و دوز بافتن (quilting) لذت میبرم.
she learned quilting from her grandmother.
او دوخت و دوز بافتن (quilting) را از مادربزرگش یاد گرفت.
quilting requires patience and attention to detail.
دوخت و دوز بافتن (quilting) نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.
they organized a quilting bee to finish their project.
آنها یک گردهمایی دوخت و دوز برگزار کردند تا پروژه خود را به پایان برسانند.
quilting can be a great way to express creativity.
دوخت و دوز بافتن (quilting) میتواند راهی عالی برای بیان خلاقیت باشد.
she bought a new sewing machine for quilting.
او یک دستگاه خیاطی جدید برای دوخت و دوز بافتن (quilting) خرید.
quilting classes are available at the local community center.
کلاسهای دوخت و دوز بافتن (quilting) در مرکز اجتماعی محلی در دسترس هستند.
he specializes in modern quilting techniques.
او در تکنیکهای مدرن دوخت و دوز بافتن (quilting) تخصص دارد.
the quilting pattern was intricate and beautiful.
الگوی دوخت و دوز بافتن (quilting) پیچیده و زیبا بود.
she entered her quilt in the annual quilting competition.
او لحاف خود را در مسابقه سالانه دوخت و دوز بافتن (quilting) به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید