stitchery

[ایالات متحده]/ˈstɪtʃəri/
[بریتانیا]/ˈstɪtʃəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارهای سوزن‌دوزی یا گلدوزی

عبارات و ترکیب‌ها

handmade stitchery

قلم‌زنی دستی

colorful stitchery

قلم‌زنی رنگارنگ

vintage stitchery

قلم‌زنی قدیمی

modern stitchery

قلم‌زنی مدرن

creative stitchery

قلم‌زنی خلاقانه

simple stitchery

قلم‌زنی ساده

artistic stitchery

قلم‌زنی هنری

traditional stitchery

قلم‌زنی سنتی

decorative stitchery

قلم‌زنی تزئینی

fine stitchery

قلم‌زنی ظریف

جملات نمونه

she spends her weekends at the local stitchery.

او آخر هفته‌ها را در خیاطی محلی می‌گذراند.

the stitchery offers classes for beginners.

خیاطی برای مبتدیان کلاس ارائه می‌دهد.

he created a beautiful piece at the stitchery.

او یک قطعه زیبا در خیاطی ساخت.

they sell a variety of supplies at the stitchery.

آنها انواع لوازم را در خیاطی می‌فروشند.

her passion for stitchery has grown over the years.

اشتیاق او به خیاطی در طول سال‌ها بیشتر شده است.

join us for a stitchery workshop next saturday.

به ما در کارگاه خیاطی شنبه آینده بپیوندید.

the stitchery community is very supportive.

جامعه خیاطی بسیار پشتیبانی‌کننده است.

she learned the art of stitchery from her grandmother.

او هنر خیاطی را از مادربزرگش آموخت.

stitchery can be a relaxing hobby for many people.

خیاطی می‌تواند یک سرگرمی آرامش‌بخش برای بسیاری از مردم باشد.

he often gifts handmade items from his stitchery.

او اغلب اقلام دست ساز را از خیاطی خود هدیه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید