| جمع | quizmasters |
quizmaster challenge
چالش مدیر مسابقه
quizmaster role
نقش مدیر مسابقه
quizmaster skills
مهارتهای مدیر مسابقه
quizmaster duties
وظایف مدیر مسابقه
quizmaster event
رویداد مدیر مسابقه
quizmaster tips
نکات مدیر مسابقه
quizmaster game
بازی مدیر مسابقه
quizmaster competition
مسابقه مدیر مسابقه
quizmaster session
جلسه مدیر مسابقه
quizmaster badge
نشان مدیر مسابقه
the quizmaster asked a tricky question.
مسابقه دهنده سوالی پیچیده پرسید.
she was the quizmaster for the trivia night.
او سرپرست مسابقه برای شب تریوی بود.
the quizmaster announced the winner of the game.
مسابقه دهنده برنده بازی را اعلام کرد.
as a quizmaster, he prepared challenging questions.
به عنوان مسابقه دهنده، او سوالات چالش برانگیز آماده کرد.
the quizmaster kept the audience engaged throughout.
مسابقه دهنده در طول مسابقه مخاطبان را درگیر نگه داشت.
being a quizmaster requires good communication skills.
مسابقه دهنده بودن به مهارت های ارتباطی خوب نیاز دارد.
the quizmaster used a timer to keep the pace.
مسابقه دهنده از تایمر برای حفظ سرعت استفاده کرد.
the quizmaster provided hints for difficult questions.
مسابقه دهنده سرنخ هایی برای سوالات دشوار ارائه داد.
everyone enjoyed the quizmaster's sense of humor.
همه از حس شوخ طبعی مسابقه دهنده لذت بردند.
the quizmaster's enthusiasm made the event memorable.
اشتیاق مسابقه دهنده باعث شد این رویداد به یاد ماندنی باشد.
quizmaster challenge
چالش مدیر مسابقه
quizmaster role
نقش مدیر مسابقه
quizmaster skills
مهارتهای مدیر مسابقه
quizmaster duties
وظایف مدیر مسابقه
quizmaster event
رویداد مدیر مسابقه
quizmaster tips
نکات مدیر مسابقه
quizmaster game
بازی مدیر مسابقه
quizmaster competition
مسابقه مدیر مسابقه
quizmaster session
جلسه مدیر مسابقه
quizmaster badge
نشان مدیر مسابقه
the quizmaster asked a tricky question.
مسابقه دهنده سوالی پیچیده پرسید.
she was the quizmaster for the trivia night.
او سرپرست مسابقه برای شب تریوی بود.
the quizmaster announced the winner of the game.
مسابقه دهنده برنده بازی را اعلام کرد.
as a quizmaster, he prepared challenging questions.
به عنوان مسابقه دهنده، او سوالات چالش برانگیز آماده کرد.
the quizmaster kept the audience engaged throughout.
مسابقه دهنده در طول مسابقه مخاطبان را درگیر نگه داشت.
being a quizmaster requires good communication skills.
مسابقه دهنده بودن به مهارت های ارتباطی خوب نیاز دارد.
the quizmaster used a timer to keep the pace.
مسابقه دهنده از تایمر برای حفظ سرعت استفاده کرد.
the quizmaster provided hints for difficult questions.
مسابقه دهنده سرنخ هایی برای سوالات دشوار ارائه داد.
everyone enjoyed the quizmaster's sense of humor.
همه از حس شوخ طبعی مسابقه دهنده لذت بردند.
the quizmaster's enthusiasm made the event memorable.
اشتیاق مسابقه دهنده باعث شد این رویداد به یاد ماندنی باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید