quizmaster

[ایالات متحده]/ˈkwɪzˌmɑːstə/
[بریتانیا]/ˈkwɪzˌmɑstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که یک مسابقه را برگزار می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

quizmaster challenge

چالش مدیر مسابقه

quizmaster role

نقش مدیر مسابقه

quizmaster skills

مهارت‌های مدیر مسابقه

quizmaster duties

وظایف مدیر مسابقه

quizmaster event

رویداد مدیر مسابقه

quizmaster tips

نکات مدیر مسابقه

quizmaster game

بازی مدیر مسابقه

quizmaster competition

مسابقه مدیر مسابقه

quizmaster session

جلسه مدیر مسابقه

quizmaster badge

نشان مدیر مسابقه

جملات نمونه

the quizmaster asked a tricky question.

مسابقه دهنده سوالی پیچیده پرسید.

she was the quizmaster for the trivia night.

او سرپرست مسابقه برای شب تریوی بود.

the quizmaster announced the winner of the game.

مسابقه دهنده برنده بازی را اعلام کرد.

as a quizmaster, he prepared challenging questions.

به عنوان مسابقه دهنده، او سوالات چالش برانگیز آماده کرد.

the quizmaster kept the audience engaged throughout.

مسابقه دهنده در طول مسابقه مخاطبان را درگیر نگه داشت.

being a quizmaster requires good communication skills.

مسابقه دهنده بودن به مهارت های ارتباطی خوب نیاز دارد.

the quizmaster used a timer to keep the pace.

مسابقه دهنده از تایمر برای حفظ سرعت استفاده کرد.

the quizmaster provided hints for difficult questions.

مسابقه دهنده سرنخ هایی برای سوالات دشوار ارائه داد.

everyone enjoyed the quizmaster's sense of humor.

همه از حس شوخ طبعی مسابقه دهنده لذت بردند.

the quizmaster's enthusiasm made the event memorable.

اشتیاق مسابقه دهنده باعث شد این رویداد به یاد ماندنی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید