rabidnesses

[ایالات متحده]/ˈræbɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈræbɪdnəsɪz/

ترجمه

n. وضعیت داشتن هاری؛ رفتار افراطی یا متعصبانه

عبارات و ترکیب‌ها

rabidnesses abound

فراوانی خشمگین‌ها

fear of rabidnesses

ترس از خشمگین‌ها

rabidnesses in politics

خشمگین‌ها در سیاست

rabidnesses of fans

خشمگین‌های طرفداران

recognizing rabidnesses

تشخیص خشمگین‌ها

rabidnesses and chaos

خشمگین‌ها و هرج و مرج

rabidnesses in society

خشمگین‌ها در جامعه

facing rabidnesses

مواجهه با خشمگین‌ها

overcoming rabidnesses

غلبه بر خشمگین‌ها

rabidnesses of ideas

خشمگین‌های ایده‌ها

جملات نمونه

his rabidnesses towards the issue made discussions difficult.

اشتیاق شدید او به موضوع باعث دشوار شدن بحث‌ها شد.

the rabidnesses of the fans were evident during the game.

اشتیاق شدید طرفداران در طول بازی آشکار بود.

she expressed her rabidnesses through passionate speeches.

او اشتیاق شدید خود را از طریق سخنرانی‌های پرشور بیان کرد.

the rabidnesses of the protesters were captured on camera.

اشتیاق شدید اعتراض‌کنندگان در دوربین ضبط شد.

his rabidnesses about the topic surprised everyone.

اشتیاق شدید او به این موضوع همه را شگفت‌زده کرد.

the rabidnesses of the debate escalated quickly.

بحث به سرعت تشدید شد.

there were rabidnesses among the audience during the performance.

در طول اجرا، اشتیاق شدیدی در بین تماشاچیان وجود داشت.

his rabidnesses for the cause inspired many others.

اشتیاق شدید او به این هدف الهام بخش بسیاری دیگر بود.

she was known for her rabidnesses in promoting the campaign.

او به خاطر اشتیاق شدید خود در ترویج کمپین شناخته شده بود.

the rabidnesses of the critics led to intense reviews.

اشتیاق شدید منتقدان منجر به بررسی‌های شدید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید