racecar

[ایالات متحده]/ˈreɪs.kɑː/
[بریتانیا]/ˈreɪs.kɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خودرویی که برای مسابقه طراحی شده است

عبارات و ترکیب‌ها

fast racecar

ماشین مسابقه‌ای سریع

racecar driver

راننده مسابقه

racecar track

پیست مسابقه

racecar engine

موتور مسابقه‌ای

racecar team

تیم مسابقه‌ای

racecar parts

قطعات مسابقه‌ای

new racecar

ماشین مسابقه‌ای جدید

racecar model

مدل ماشین مسابقه‌ای

racecar tires

لاستیک‌های ماشین مسابقه‌ای

racecar competition

مسابقه ماشین

جملات نمونه

the racecar sped down the track at an incredible speed.

ماشین مسابقه‌ای با سرعت باورنکردنی در مسیر سرعت می‌گذاشت.

he dreams of owning a racecar one day.

او آرزو دارد یک روز ماشین مسابقه‌ای داشته باشد.

the racecar driver took home the championship trophy.

راننده ماشین مسابقه‌ای جام قهرمانی را به خانه برد.

she painted her racecar in bright red.

او ماشین مسابقه‌ای خود را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.

they modified the racecar for better performance.

آنها ماشین مسابقه‌ای را برای عملکرد بهتر تغییر دادند.

the racecar zoomed past the finish line.

ماشین مسابقه‌ای از خط پایان عبور کرد.

he watched the racecar competition on television.

او مسابقه ماشین‌های مسابقه‌ای را در تلویزیون تماشا کرد.

the mechanics worked hard to repair the racecar.

مکانیک‌ها سخت برای تعمیر ماشین مسابقه‌ای کار کردند.

she felt the adrenaline rush while driving the racecar.

او در حین رانندگی با ماشین مسابقه‌ای، هجوم آدرنالین را احساس کرد.

the racecar was designed for maximum speed and agility.

ماشین مسابقه‌ای برای حداکثر سرعت و چابکی طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید