rackers

[ایالات متحده]/ˈrækə/
[بریتانیا]/ˈrækər/

ترجمه

n. کسی که شکنجه وارد می‌کند; کسی که رنج می‌آورد

عبارات و ترکیب‌ها

data racker

ردیاب داده

server racker

ردیاب سرور

file racker

ردیاب فایل

rack racker

ردیاب رک

system racker

ردیاب سیستم

storage racker

ردیاب ذخیره‌سازی

resource racker

ردیاب منابع

network racker

ردیاب شبکه

server rack racker

ردیاب رک سرور

virtual racker

مجازی ردیاب

جملات نمونه

the racker is used to organize the tools in the workshop.

استند برای سازماندهی ابزارها در کارگاه استفاده می شود.

she placed the racker next to the wall to save space.

او استند را در کنار دیوار قرار داد تا فضا را صرفه جویی کند.

we need a racker for the new equipment in the lab.

ما به یک استند برای تجهیزات جدید در آزمایشگاه نیاز داریم.

the racker helps keep everything in its place.

استند به حفظ همه چیز در جای خود کمک می کند.

he bought a racker to display his collection of books.

او یک استند خرید تا مجموعه کتاب های خود را به نمایش بگذارد.

using a racker can improve efficiency in the workspace.

استفاده از استند می تواند بهره وری را در فضای کاری بهبود بخشد.

the racker was filled with colorful paint bottles.

استند با بطری های رنگی پر شده بود.

they designed a custom racker for their art supplies.

آنها یک استند سفارشی برای لوازم هنری خود طراحی کردند.

after the renovation, the racker looked brand new.

پس از بازسازی، استند کاملاً نو به نظر می رسید.

he always keeps his racker tidy and organized.

او همیشه استند خود را مرتب و منظم نگه می دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید