racquetballs

[ایالات متحده]/ˈrækɪtbɔːl/
[بریتانیا]/ˈrækɪtbɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ورزش راکتی که در یک محوطه دیواری بازی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

play racquetball

بازی راکت بال

racquetball court

زمین راکت بال

racquetball game

بازی راکت بال

racquetball tournament

تورنمنت راکت بال

racquetball racket

راکت راکت بال

racquetball player

بازیکن راکت بال

racquetball club

باشگاه راکت بال

racquetball skills

مهارت های راکت بال

racquetball fitness

تناسب اندام راکت بال

enjoy racquetball

لذت بردن از راکت بال

جملات نمونه

she enjoys playing racquetball every weekend.

او از بازی تنیس رکمیت آخر هفته لذت می برد.

racquetball is a great way to stay fit.

تنیس رکمیت راهی عالی برای تناسب اندام است.

he joined a racquetball league to meet new friends.

او برای ملاقات با دوستان جدید به لیگ تنیس رکمیت پیوست.

they play racquetball in the community center.

آنها تنیس رکمیت را در مرکز جامعه بازی می کنند.

racquetball requires quick reflexes and agility.

تنیس رکمیت نیاز به واکنش سریع و چابکی دارد.

she bought a new racquetball racquet last week.

او هفته گذشته یک راکت تنیس رکمیت جدید خرید.

after work, he often plays racquetball with colleagues.

بعد از کار، او اغلب با همکاران تنیس رکمیت بازی می کند.

racquetball courts are available at the gym.

زمین های تنیس رکمیت در باشگاه موجود است.

learning the rules of racquetball is easy.

یادگیری قوانین تنیس رکمیت آسان است.

she practices her serves to improve her racquetball game.

او برای بهبود بازی تنیس رکمیت خود، سرویس های خود را تمرین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید