radicular

[ایالات متحده]/rəˈdɪkjʊlə/
[بریتانیا]/ræˈdɪkjələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه ریشه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

radicular pain

درد ریشه‌ای

radicular nerve

عصب ریشه‌ای

radicular syndrome

سندرم ریشه‌ای

radicular symptoms

علائم ریشه‌ای

radicular compression

فشار ریشه‌ای

radicular reflex

رفلکس ریشه‌ای

radicular zone

ناحیه ریشه‌ای

radicular area

منطقه ریشه‌ای

radicular lesion

تغییرات ریشه‌ای

radicular therapy

درمان ریشه‌ای

جملات نمونه

radicular pain can often be a sign of nerve compression.

درد رادیکولار اغلب می‌تواند نشانه‌ای از فشرده‌شدگی عصبی باشد.

the doctor explained the radicular symptoms to the patient.

پزشک علائم رادیکولار را به بیمار توضیح داد.

radicular nerves can become inflamed due to injury.

عصب‌های رادیکولار می‌توانند در اثر آسیب‌دیدگی ملتهب شوند.

understanding radicular issues is crucial for effective treatment.

درک مشکلات رادیکولار برای درمان مؤثر بسیار مهم است.

many patients experience radicular discomfort during recovery.

بسیاری از بیماران ناراحتی رادیکولار را در طول بهبودی تجربه می‌کنند.

radicular lesions can be diagnosed through imaging techniques.

ضایعات رادیکولار را می‌توان از طریق تکنیک‌های تصویربرداری تشخیص داد.

physical therapy can help alleviate radicular symptoms.

فیزیوتراپی می‌تواند به تسکین علائم رادیکولار کمک کند.

radicular pain often radiates down the leg.

درد رادیکولار اغلب به پا انتشار می‌یابد.

identifying radicular pain is important for proper diagnosis.

تشخیص درد رادیکولار برای تشخیص صحیح مهم است.

patients with radicular issues should seek medical advice.

بیماران مبتلا به مشکلات رادیکولار باید به دنبال مشاوره پزشکی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید