radii

[ایالات متحده]/ˈreɪdiːaɪ/
[بریتانیا]/ˈreɪdiˌaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شعاع؛ شعاع یک دایره یا کره؛ در اصطلاحات پزشکی، به شعاع‌ها یا پرتوها اشاره دارد

عبارات و ترکیب‌ها

circle radii

شعاع‌های دایره

equal radii

شعاع‌های مساوی

radii measurement

اندازه‌گیری شعاع

radii comparison

مقایسه شعاع

radii formula

فرمول شعاع

multiple radii

شعاع‌های متعدد

radii properties

خواص شعاع

inner radii

شعاع داخلی

outer radii

شعاع خارجی

radii relations

روابط شعاع

جملات نمونه

the circles have different radii.

دایره‌ها شعاع‌های متفاوتی دارند.

we measured the radii of the spheres.

ما شعاع‌های کره‌ها را اندازه‌گیری کردیم.

the radii of the wheels affect the speed.

شعاع‌های چرخ‌ها بر سرعت تأثیر می‌گذارند.

he calculated the radii of the circles accurately.

او شعاع‌های دایره‌ها را به طور دقیق محاسبه کرد.

the radii of the two circles are equal.

شعاع‌های دو دایره برابر است.

different radii can create various patterns.

شعاع‌های مختلف می‌توانند الگوهای مختلفی ایجاد کنند.

the radii of the ellipse were measured carefully.

شعاع‌های بیضی با دقت اندازه‌گیری شد.

we need to find the radii for our project.

ما باید شعاع‌ها را برای پروژه خود پیدا کنیم.

understanding radii is important in geometry.

درک شعاع‌ها در هندسه مهم است.

the artist used different radii to create depth.

هنرمند از شعاع‌های مختلف برای ایجاد عمق استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید