radiolucent area
منطقه رادیولوسنت
radiolucent lesion
لِزْیون رادیولوسنت
radiolucent object
شیء رادیولوسنت
radiolucent finding
یافت رادیولوسنت
radiolucent shadow
سایهی رادیولوسنت
radiolucent mass
توده رادیولوسنت
radiolucent zone
ناحیهی رادیولوسنت
radiolucent structure
ساختار رادیولوسنت
radiolucent space
فضای رادیولوسنت
radiolucent cyst
کیست رادیولوسنت
the radiolucent area on the x-ray indicates a possible cyst.
منطقه رادیولوسنت در رادیوگرافی نشان دهنده احتمال وجود کیست است.
radiolucent materials are essential for certain medical imaging techniques.
مواد رادیولوسنت برای برخی از تکنیک های تصویربرداری پزشکی ضروری هستند.
doctors often look for radiolucent lesions during examinations.
پزشکان اغلب به دنبال ضایعات رادیولوسنت در طول معاینات هستند.
the radiolucent nature of the substance makes it ideal for dental applications.
طبیعت رادیولوسنت ماده آن را برای کاربردهای دندانپزشکی ایده آل می کند.
in radiology, understanding radiolucent versus radiopaque is crucial.
در رادیولوژی، درک رادیولوسنت در مقابل رادیوپک ضروری است.
some tumors appear radiolucent on imaging studies.
برخی از تومورها در مطالعات تصویربرداری رادیولوسنت به نظر می رسند.
the technician noted the radiolucent features in the scan report.
تکنسین ویژگی های رادیولوسنت را در گزارش اسکن یادداشت کرد.
radiolucent materials can help reduce patient exposure to radiation.
مواد رادیولوسنت می توانند به کاهش قرار گرفتن بیماران در معرض تشعشع کمک کنند.
identifying radiolucent structures is important for accurate diagnosis.
تشخیص ساختارهای رادیولوسنت برای تشخیص دقیق مهم است.
radiolucent implants are preferred for certain surgical procedures.
کاشت های رادیولوسنت برای برخی از روش های جراحی ترجیح داده می شوند.
radiolucent area
منطقه رادیولوسنت
radiolucent lesion
لِزْیون رادیولوسنت
radiolucent object
شیء رادیولوسنت
radiolucent finding
یافت رادیولوسنت
radiolucent shadow
سایهی رادیولوسنت
radiolucent mass
توده رادیولوسنت
radiolucent zone
ناحیهی رادیولوسنت
radiolucent structure
ساختار رادیولوسنت
radiolucent space
فضای رادیولوسنت
radiolucent cyst
کیست رادیولوسنت
the radiolucent area on the x-ray indicates a possible cyst.
منطقه رادیولوسنت در رادیوگرافی نشان دهنده احتمال وجود کیست است.
radiolucent materials are essential for certain medical imaging techniques.
مواد رادیولوسنت برای برخی از تکنیک های تصویربرداری پزشکی ضروری هستند.
doctors often look for radiolucent lesions during examinations.
پزشکان اغلب به دنبال ضایعات رادیولوسنت در طول معاینات هستند.
the radiolucent nature of the substance makes it ideal for dental applications.
طبیعت رادیولوسنت ماده آن را برای کاربردهای دندانپزشکی ایده آل می کند.
in radiology, understanding radiolucent versus radiopaque is crucial.
در رادیولوژی، درک رادیولوسنت در مقابل رادیوپک ضروری است.
some tumors appear radiolucent on imaging studies.
برخی از تومورها در مطالعات تصویربرداری رادیولوسنت به نظر می رسند.
the technician noted the radiolucent features in the scan report.
تکنسین ویژگی های رادیولوسنت را در گزارش اسکن یادداشت کرد.
radiolucent materials can help reduce patient exposure to radiation.
مواد رادیولوسنت می توانند به کاهش قرار گرفتن بیماران در معرض تشعشع کمک کنند.
identifying radiolucent structures is important for accurate diagnosis.
تشخیص ساختارهای رادیولوسنت برای تشخیص دقیق مهم است.
radiolucent implants are preferred for certain surgical procedures.
کاشت های رادیولوسنت برای برخی از روش های جراحی ترجیح داده می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید