radiotelegraph

[ایالات متحده]/ˌreɪdiəʊˈtelɪɡrɑːf/
[بریتانیا]/ˌreɪdioʊˈtelɪɡræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که پیام‌ها را با استفاده از موج‌های رادیویی ارسال می‌کند؛ سیستم یا فناوری ارسال پیام‌ها از طریق رادیو.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

radiotelegraph system

سیستم رادیو تلگراف

radiotelegraph operator

اپراتور رادیو تلگراف

radiotelegraph station

ایستگاه رادیو تلگراف

radiotelegraph service

خدمت رادیو تلگراف

radiotelegraph message

پیام رادیو تلگراف

radiotelegraph transmission

ارسال رادیو تلگراف

radiotelegraph communication

ارتباط رادیو تلگراف

radiotelegraph operators

اپراتورهای رادیو تلگراف

radiotelegraphy equipment

تجهیزات رادیو تلگراف

radiotelegraphy was used

رادیو تلگراف استفاده شد

جملات نمونه

the ship's radiotelegraph operator sent an urgent distress signal across the atlantic.

اپراتور رادیوتلگراف کشتی یک سیگنال اضطراری فوری از طریق اقیانوس اطلس ارسال کرد.

maritime museums often display vintage radiotelegraph equipment from the early 20th century.

موزه‌های دریایی معمولاً تجهیزات قدیمی رادیوتلگراف از قرن بیستم میلادی را نمایش می‌دهند.

before modern satellites, the radiotelegraph system was the primary means of long-distance communication.

قبل از ماهواره‌های مدرن، سیستم رادیوتلگراف اصلی‌ترین روش ارتباطات فاصله‌دار بود.

amateur radio enthusiasts still practice radiotelegraph communication as a hobby.

علاقه‌مندان رادیوی آماتور هنوز ارتباط رادیوتلگراف را به عنوان یک سرگرمی ممارزی می‌کنند.

the coastal radiotelegraph station maintained contact with ships at sea.

ایستگاه رادیوتلگراف ساحلی ارتباط با کشتی‌های دریا را حفظ می‌کرد.

radiotelegraph operators learned to send messages in morse code through specialized training.

اپراتورهای رادیوتلگراف با آموزش‌های ویژه یاد گرفتند که پیام‌ها را با کد مورس ارسال کنند.

the development of radiotelegraph technology revolutionized global communication in the 1890s.

توسعه فناوری رادیوتلگراف در دهه 1890 ارتباطات جهانی را انقلابی کرد.

military forces relied heavily on radiotelegraph networks during world war i.

نیروهای نظامی به طور چشمگیری از شبکه‌های رادیوتلگراف در جنگ جهانی اول استفاده می‌کردند.

some remote islands still maintain radiotelegraph stations as backup communication systems.

برخی جزایر دورافتاده هنوز ایستگاه‌های رادیوتلگراف را به عنوان سیستم‌های ارتباطی پشتیبان حفظ می‌کنند.

the radiotelegraph message arrived at the office several hours after it was sent.

پیام رادیوتلگراف چند ساعت پس از ارسال آن به دفتر رسید.

scientists continue to study the historical impact of radiotelegraph on modern telecommunications.

دانشمندان به طور مداوم تأثیر تاریخی رادیوتلگراف بر ارتباطات مدرن را مطالعه می‌کنند.

the navy's radiotelegraph training school produced skilled operators for fleet communications.

مدرسه آموزش رادیوتلگراف نیروی دریادار اپراتورهای ماهر برای ارتباطات ناوگان تولید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید