ragdoll cats
گربههای رگدول
ragdoll kittens
کیتهای رگدول
ragdoll physics
فیزیک رگدول
ragdoll game
بازی رگدول
ragdoll animation
انیمیشن رگدول
ragdoll effect
اثر رگدول
playing ragdolls
بازی با رگدولها
ragdoll toys
اوقات بازی رگدول
cute ragdolls
رگدولهای زیبا
ragdoll collectibles
متعلقات رگدول
the ragdolls fell limp across the couch.
پوستههای چایی روی نشستنی فرود افتادند.
she collected ragdolls from around the world.
او پوستههای چایی را از سراسر جهان جمع کرد.
the children were playing with ragdolls in the playroom.
کودکان در اتاق بازی با پوستههای چایی بازی میکردند.
he accidentally stepped on the ragdolls.
او به اشتباه روی پوستههای چایی گذاشت.
the ragdolls were scattered across the floor.
پوستههای چایی در سراسر زمین پراکنده بودند.
she carefully arranged her ragdolls on the shelf.
او پوستههای چایی خود را با دقت روی رف تنظیم کرد.
the ragdolls need to be washed after being played with.
پوستههای چایی پس از بازی شسته شوند.
he gave his daughter two ragdolls for her birthday.
او دو پوسته چایی به دخترش به عنوان هدیه تولد داد.
the ragdolls have become worn and tattered over time.
پوستههای چایی با گذشت زمان فرسوده و پارچهشدهاند.
she prefers ragdolls over other types of toys.
او پوستههای چایی را به جای سایر انواع بازیگری ترجیح میدهد.
the cat kept attacking the ragdolls.
گربه به طور مکرر به پوستههای چایی حمله میکرد.
the ragdolls were handmade by her grandmother.
پوستههای چایی توسط نانی او به صورت دست ساز ساخته شدند.
the soft ragdolls are perfect for toddlers.
پوستههای چایی نرم برای کودکان کوچک مناسب است.
they stored the ragdolls in a large toy box.
آنها پوستههای چایی را در یک جعبه بازی بزرگ ذخیره کردند.
ragdoll cats
گربههای رگدول
ragdoll kittens
کیتهای رگدول
ragdoll physics
فیزیک رگدول
ragdoll game
بازی رگدول
ragdoll animation
انیمیشن رگدول
ragdoll effect
اثر رگدول
playing ragdolls
بازی با رگدولها
ragdoll toys
اوقات بازی رگدول
cute ragdolls
رگدولهای زیبا
ragdoll collectibles
متعلقات رگدول
the ragdolls fell limp across the couch.
پوستههای چایی روی نشستنی فرود افتادند.
she collected ragdolls from around the world.
او پوستههای چایی را از سراسر جهان جمع کرد.
the children were playing with ragdolls in the playroom.
کودکان در اتاق بازی با پوستههای چایی بازی میکردند.
he accidentally stepped on the ragdolls.
او به اشتباه روی پوستههای چایی گذاشت.
the ragdolls were scattered across the floor.
پوستههای چایی در سراسر زمین پراکنده بودند.
she carefully arranged her ragdolls on the shelf.
او پوستههای چایی خود را با دقت روی رف تنظیم کرد.
the ragdolls need to be washed after being played with.
پوستههای چایی پس از بازی شسته شوند.
he gave his daughter two ragdolls for her birthday.
او دو پوسته چایی به دخترش به عنوان هدیه تولد داد.
the ragdolls have become worn and tattered over time.
پوستههای چایی با گذشت زمان فرسوده و پارچهشدهاند.
she prefers ragdolls over other types of toys.
او پوستههای چایی را به جای سایر انواع بازیگری ترجیح میدهد.
the cat kept attacking the ragdolls.
گربه به طور مکرر به پوستههای چایی حمله میکرد.
the ragdolls were handmade by her grandmother.
پوستههای چایی توسط نانی او به صورت دست ساز ساخته شدند.
the soft ragdolls are perfect for toddlers.
پوستههای چایی نرم برای کودکان کوچک مناسب است.
they stored the ragdolls in a large toy box.
آنها پوستههای چایی را در یک جعبه بازی بزرگ ذخیره کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید