ragtag team
گروه نامنظم
ragtag group
گروه نامنظم
ragtag bunch
گروه نامنظم
ragtag crew
گروه نامنظم
ragtag army
ارتش نامنظم
ragtag outfit
گروه نامنظم
ragtag collection
مجموعه نامرتب
ragtag squad
گروه کوچک نامنظم
ragtag alliance
ائتلاف نامنظم
ragtag gang
گروه نامرتب
she wore her ragtags with pride.
او با افتخار لباسهای کهنه خود را پوشید.
he found a box of ragtags in the attic.
او یک جعبه لباسهای کهنه را در زیرشیرآزهها پیدا کرد.
the ragtags were perfect for the costume party.
لباسهای کهنه برای مهمانی لباس مناسب بودند.
she loves to collect vintage ragtags.
او عاشق جمعآوری لباسهای کهنه قدیمی است.
he turned his ragtags into fashionable outfits.
او لباسهای کهنه خود را به لباسهای مد تبدیل کرد.
the artist used ragtags for her unique creations.
هنرمند از لباسهای کهنه برای آثار هنری منحصر به فرد خود استفاده کرد.
ragtags can be a great source of inspiration.
لباسهای کهنه میتوانند منبع الهام خوبی باشند.
he donated his old ragtags to charity.
او لباسهای کهنه خود را به خیریه اهدا کرد.
ragtags often tell a story of their past.
لباسهای کهنه اغلب داستانی از گذشته خود را بیان میکنند.
she repurposed the ragtags into a quilt.
او لباسهای کهنه را به یک لحاف تبدیل کرد.
ragtag team
گروه نامنظم
ragtag group
گروه نامنظم
ragtag bunch
گروه نامنظم
ragtag crew
گروه نامنظم
ragtag army
ارتش نامنظم
ragtag outfit
گروه نامنظم
ragtag collection
مجموعه نامرتب
ragtag squad
گروه کوچک نامنظم
ragtag alliance
ائتلاف نامنظم
ragtag gang
گروه نامرتب
she wore her ragtags with pride.
او با افتخار لباسهای کهنه خود را پوشید.
he found a box of ragtags in the attic.
او یک جعبه لباسهای کهنه را در زیرشیرآزهها پیدا کرد.
the ragtags were perfect for the costume party.
لباسهای کهنه برای مهمانی لباس مناسب بودند.
she loves to collect vintage ragtags.
او عاشق جمعآوری لباسهای کهنه قدیمی است.
he turned his ragtags into fashionable outfits.
او لباسهای کهنه خود را به لباسهای مد تبدیل کرد.
the artist used ragtags for her unique creations.
هنرمند از لباسهای کهنه برای آثار هنری منحصر به فرد خود استفاده کرد.
ragtags can be a great source of inspiration.
لباسهای کهنه میتوانند منبع الهام خوبی باشند.
he donated his old ragtags to charity.
او لباسهای کهنه خود را به خیریه اهدا کرد.
ragtags often tell a story of their past.
لباسهای کهنه اغلب داستانی از گذشته خود را بیان میکنند.
she repurposed the ragtags into a quilt.
او لباسهای کهنه را به یک لحاف تبدیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید