ragtags

[ایالات متحده]/ˈræɡtæɡz/
[بریتانیا]/ˈræɡtæɡz/

ترجمه

n. طبقه پایین یا یک جمعیت
adj. از طبقه پایین؛ پاره پاره

عبارات و ترکیب‌ها

ragtag team

گروه نامنظم

ragtag group

گروه نامنظم

ragtag bunch

گروه نامنظم

ragtag crew

گروه نامنظم

ragtag army

ارتش نامنظم

ragtag outfit

گروه نامنظم

ragtag collection

مجموعه نامرتب

ragtag squad

گروه کوچک نامنظم

ragtag alliance

ائتلاف نامنظم

ragtag gang

گروه نامرتب

جملات نمونه

she wore her ragtags with pride.

او با افتخار لباس‌های کهنه خود را پوشید.

he found a box of ragtags in the attic.

او یک جعبه لباس‌های کهنه را در زیرشیرآزه‌ها پیدا کرد.

the ragtags were perfect for the costume party.

لباس‌های کهنه برای مهمانی لباس مناسب بودند.

she loves to collect vintage ragtags.

او عاشق جمع‌آوری لباس‌های کهنه قدیمی است.

he turned his ragtags into fashionable outfits.

او لباس‌های کهنه خود را به لباس‌های مد تبدیل کرد.

the artist used ragtags for her unique creations.

هنرمند از لباس‌های کهنه برای آثار هنری منحصر به فرد خود استفاده کرد.

ragtags can be a great source of inspiration.

لباس‌های کهنه می‌توانند منبع الهام خوبی باشند.

he donated his old ragtags to charity.

او لباس‌های کهنه خود را به خیریه اهدا کرد.

ragtags often tell a story of their past.

لباس‌های کهنه اغلب داستانی از گذشته خود را بیان می‌کنند.

she repurposed the ragtags into a quilt.

او لباس‌های کهنه را به یک لحاف تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید