rainier days
روزهای رینیر
rainier season
فصل رینیر
getting rainier
در حال رینیر شدن
rainier than
رینیرتر از
rainier weather
آب و هوای رینیر
rainier now
حالا رینیر
was rainier
رینیرتر بود
rainier outlook
نگاهی به رینیر
rainier still
هنوز رینیر
rainier months
ماههای رینیر
the forecast predicts a much rainier week ahead.
پیشبینیها نشان میدهند که هفته آینده بارانیتر خواهد بود.
seattle is known for being a rainier city than portland.
سیاتل به خاطر اینکه نسبت به پورتلند شهری بارانیتر است، شناخته شده است.
this year has been significantly rainier than last year.
امسال به طور قابل توجهی بارانیتر از سال گذشته بوده است.
we packed rain gear anticipating a rainier vacation.
ما وسایل ضد آب را با پیشبینی تعطیلات بارانیتر بستهبندی کردیم.
the pacific northwest is generally a rainier region.
شمال غربی اقیانوس آرام به طور کلی منطقهای بارانیتر است.
compared to the desert, this area is considerably rainier.
در مقایسه با صحرا، این منطقه به طور قابل توجهی بارانیتر است.
the farmers hoped for a rainier spring season.
کشاورزان امیدوار بودند فصل بهار بارانیتری داشته باشند.
the landscape looks greener after a rainier period.
مناظر پس از یک دوره بارانیتر سرسبزتر به نظر میرسند.
the coastal areas tend to be rainier than inland regions.
مناطق ساحلی معمولاً نسبت به مناطق داخلی بارانیتر هستند.
the atmosphere felt heavy, hinting at a rainier evening.
فضضا سنگین بود و نشان میداد که غروب بارانیتری در پیش است.
the mountain slopes were rainier due to the wind direction.
شیبهای کوهستانی به دلیل جهت باد بارانیتر بودند.
rainier days
روزهای رینیر
rainier season
فصل رینیر
getting rainier
در حال رینیر شدن
rainier than
رینیرتر از
rainier weather
آب و هوای رینیر
rainier now
حالا رینیر
was rainier
رینیرتر بود
rainier outlook
نگاهی به رینیر
rainier still
هنوز رینیر
rainier months
ماههای رینیر
the forecast predicts a much rainier week ahead.
پیشبینیها نشان میدهند که هفته آینده بارانیتر خواهد بود.
seattle is known for being a rainier city than portland.
سیاتل به خاطر اینکه نسبت به پورتلند شهری بارانیتر است، شناخته شده است.
this year has been significantly rainier than last year.
امسال به طور قابل توجهی بارانیتر از سال گذشته بوده است.
we packed rain gear anticipating a rainier vacation.
ما وسایل ضد آب را با پیشبینی تعطیلات بارانیتر بستهبندی کردیم.
the pacific northwest is generally a rainier region.
شمال غربی اقیانوس آرام به طور کلی منطقهای بارانیتر است.
compared to the desert, this area is considerably rainier.
در مقایسه با صحرا، این منطقه به طور قابل توجهی بارانیتر است.
the farmers hoped for a rainier spring season.
کشاورزان امیدوار بودند فصل بهار بارانیتری داشته باشند.
the landscape looks greener after a rainier period.
مناظر پس از یک دوره بارانیتر سرسبزتر به نظر میرسند.
the coastal areas tend to be rainier than inland regions.
مناطق ساحلی معمولاً نسبت به مناطق داخلی بارانیتر هستند.
the atmosphere felt heavy, hinting at a rainier evening.
فضضا سنگین بود و نشان میداد که غروب بارانیتری در پیش است.
the mountain slopes were rainier due to the wind direction.
شیبهای کوهستانی به دلیل جهت باد بارانیتر بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید