rainsuits

[ایالات متحده]/ˈreɪnˌsjuːt/
[بریتانیا]/ˈreɪnˌsut/

ترجمه

n. یک لباس ضد آب با کلاهی که برای محافظت در برابر باران پوشیده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

wear rainsuit

پوشیدن کاپشن ضد آب

buy rainsuit

خریدن کاپشن ضد آب

find rainsuit

پیدا کردن کاپشن ضد آب

lightweight rainsuit

کاپشن ضد آب سبک وزن

waterproof rainsuit

کاپشن ضد آب

kids rainsuit

کاپشن ضد آب کودکان

adult rainsuit

کاپشن ضد آب بزرگسالان

packable rainsuit

کاپشن ضد آب قابل جمع شدن

buying rainsuit

خریدن کاپشن ضد آب

rainsuit size

سایز کاپشن ضد آب

جملات نمونه

don't forget to pack your rainsuit for the trip.

فراموش نکنید برای سفر بارانی‌تان، بارانی‌تان را همراه داشته باشید.

he wore a rainsuit to stay dry during the storm.

او برای خشک ماندن در طول طوفان، بارانی پوشید.

the kids splashed in puddles while wearing their rainsuits.

بچه‌ها در حالی که بارانی‌هایشان را پوشیده بودند، در چاله ها بازی کردند.

make sure your rainsuit is waterproof before heading out.

قبل از بیرون رفتن، مطمئن شوید که بارانی شما ضد آب است.

she bought a bright yellow rainsuit for the rainy season.

او یک بارانی زرد روشن برای فصل بارانی خرید.

it's a good idea to keep a rainsuit in your car.

ایده خوبی است که یک بارانی در ماشین خود داشته باشید.

the festival will continue, rain or shine, so bring a rainsuit.

جشنواره ادامه خواهد داشت، باران یا آفتاب، پس یک بارانی با خود بیاورید.

he struggled to put on his rainsuit in the wind.

او برای پوشیدن بارانی‌اش در باد تلاش کرد.

her rainsuit kept her warm and dry during the downpour.

بارانی او در طول باران شدید، گرم و خشک نگه داشت.

they designed a new rainsuit that is both stylish and functional.

آنها یک بارانی جدید طراحی کردند که هم شیک و هم کاربردی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید