rajas

[ایالات متحده]/'rɑːdʒɑː/
[بریتانیا]/'rɑdʒə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاهزاده یا رئیس هندی

جملات نمونه

They are the silent spectators of prakrti (matter or nature), which is composed of three gunas (dispositions): satva, rajas and tamas (steadiness, activity and dullness).

آنها تماشاگران خاموش پراکرتی (ماده یا طبیعت) هستند که از سه گونا (سرشت): ساتوا، راجا و تاما (ثبات، فعالیت و کسالت) تشکیل شده است.

The raja of the kingdom was known for his generosity.

شاهِ سرزمین به سخاوتش مشهور بود.

The raja's palace was a magnificent sight to behold.

کاخِ شاه منظره‌ای باشکوه برای تماشا بود.

The raja ruled over his subjects with wisdom and fairness.

شاه با خرد و انصاف بر رعایایش حکومت می‌کرد.

The raja's advisors were always by his side, offering counsel.

مشاورانِ شاه همیشه در کنارش بودند و مشورت می‌دادند.

The raja's coronation ceremony was a grand affair.

جشنِ تاجگذاریِ شاه یک رویداد بزرگ بود.

The raja's reign brought prosperity to the kingdom.

حکومتِ شاه باعث رونقِ سرزمین شد.

The raja's decree was final and binding.

فرمانِ شاه نهایی و الزام‌آور بود.

The raja's court was a place of intrigue and politics.

درگاهِ شاه مکانی برای دسیسه و سیاست بود.

The raja's subjects respected and revered him.

رعایایِ شاه به او احترام می‌گذاشتند و او را مورد احترام داشتند.

The raja's legacy lived on long after his passing.

میراثِ شاه مدت‌ها پس از مرگش ادامه یافت.

نمونه‌های واقعی

The founder of the Khmer Empire  was a man named Jayavarman II, who would crown himself king, or raja. We'll be  discussing Jayavarman II more in a little bit.

بنیان‌گذار امپراتوری خمر مردی به نام جاورمان دوم بود که خود را پادشاه یا راجا اعلام کرد. کمی بیشتر در مورد جاورمان دوم صحبت خواهیم کرد.

منبع: Charming history

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید