rallied

[ایالات متحده]/ˈrælid/
[بریتانیا]/ˈrælid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بهبود یافتن یا به حالت اولیه برگشتن (زمان گذشته rally); افزایش قیمت یافتن; گرد هم آمدن یا تجمع کردن; مسخره کردن یا دست انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

rallied support

جذب حمایت

rallied troops

گردآوری سربازان

rallied together

با هم متحد شدند

rallied fans

جذب طرفداران

rallied around

اطراف جمع شدند

rallied resources

گردآوری منابع

rallied behind

پشت... جمع شدند

rallied interest

جذب علاقه

rallied community

گردآوری جامعه

rallied efforts

گردآوری تلاش‌ها

جملات نمونه

the community rallied together to support the local shelter.

جامعه برای حمایت از سرپناه محلی گرد هم آمد.

after the loss, the team rallied to win the championship.

پس از شکست، تیم برای برنده شدن در مسابقات دور رفت.

she rallied her friends to help organize the event.

او دوستانش را برای کمک به سازماندهی رویداد گرد هم آورد.

the crowd rallied behind the candidate during the campaign.

توده مردم در طول کمپین از نامزد حمایت کردند.

parents rallied to demand better funding for schools.

والدین برای درخواست بودجه بهتر برای مدارس گرد هم آمدند.

the soldiers rallied for one last push against the enemy.

سربازان برای یک تلاش نهایی علیه دشمن گرد هم آمدند.

activists rallied in the streets to raise awareness.

فعال ها در خیابان ها برای افزایش آگاهی گرد هم آمدند.

the charity event rallied support from local businesses.

رویداد خیریه حمایت کسب و کارهای محلی را جلب کرد.

fans rallied around their team during the tough season.

هواداران در طول فصل سخت از تیم خود حمایت کردند.

she rallied her thoughts before the big presentation.

او قبل از ارائه بزرگ افکار خود را جمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید