rallying cry
شعارهای اتحاد
rallying point
نقطه گردهم آمدن
rallying support
جذب حمایت
rallying together
گردهم آمدن
rallying troops
همراه کردن سربازان
rallying fans
همراه کردن طرفداران
rallying call
دعوت برای گردهم آمدن
rallying community
همراه کردن جامعه
rallying effort
تلاش برای گردهم آمدن
rallying message
پیام گردهم آمدن
the team is rallying support for their upcoming project.
تیم در حال جمعآوری حمایت برای پروژه آتی خود است.
we are rallying the community to participate in the event.
ما در حال جمعآوری مشارکت جامعه در این رویداد هستیم.
rallying together, they faced the challenges head-on.
با اتحاد، آنها با شجاعت با چالشها روبرو شدند.
the organization is rallying volunteers for the charity event.
سازمان در حال جمعآوری داوطلبان برای رویداد خیریه است.
rallying the troops, the leader inspired confidence.
با جمعآوری نیروها، رهبر اعتماد به نفس را الهام بخشید.
she is rallying her friends to support the cause.
او در حال جمعآوری دوستانش برای حمایت از این هدف است.
the students are rallying against the proposed changes.
دانشجویان در حال اعتراض به تغییرات پیشنهادی هستند.
rallying the crowd, the speaker delivered an inspiring message.
با جمعآوری جمعیت، سخنران پیامی الهامبخش ارائه داد.
they are rallying for climate action in their city.
آنها در حال تلاش برای اقداماتی در زمینه آب و هوا در شهر خود هستند.
the coach is rallying the players before the big game.
مربی در حال جمعآوری بازیکنان قبل از بازی بزرگ است.
rallying cry
شعارهای اتحاد
rallying point
نقطه گردهم آمدن
rallying support
جذب حمایت
rallying together
گردهم آمدن
rallying troops
همراه کردن سربازان
rallying fans
همراه کردن طرفداران
rallying call
دعوت برای گردهم آمدن
rallying community
همراه کردن جامعه
rallying effort
تلاش برای گردهم آمدن
rallying message
پیام گردهم آمدن
the team is rallying support for their upcoming project.
تیم در حال جمعآوری حمایت برای پروژه آتی خود است.
we are rallying the community to participate in the event.
ما در حال جمعآوری مشارکت جامعه در این رویداد هستیم.
rallying together, they faced the challenges head-on.
با اتحاد، آنها با شجاعت با چالشها روبرو شدند.
the organization is rallying volunteers for the charity event.
سازمان در حال جمعآوری داوطلبان برای رویداد خیریه است.
rallying the troops, the leader inspired confidence.
با جمعآوری نیروها، رهبر اعتماد به نفس را الهام بخشید.
she is rallying her friends to support the cause.
او در حال جمعآوری دوستانش برای حمایت از این هدف است.
the students are rallying against the proposed changes.
دانشجویان در حال اعتراض به تغییرات پیشنهادی هستند.
rallying the crowd, the speaker delivered an inspiring message.
با جمعآوری جمعیت، سخنران پیامی الهامبخش ارائه داد.
they are rallying for climate action in their city.
آنها در حال تلاش برای اقداماتی در زمینه آب و هوا در شهر خود هستند.
the coach is rallying the players before the big game.
مربی در حال جمعآوری بازیکنان قبل از بازی بزرگ است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید