ramping

[ایالات متحده]/ˈræmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈræmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل دادن یا تنظیم یک شیب
n. شیب یا انحنا؛ پله‌های متحرک برای بارگیری یا تخلیه

عبارات و ترکیب‌ها

ramping up

افزایش سرعت

ramping down

کاهش سرعت

ramping speed

افزایش سرعت

ramping costs

افزایش هزینه ها

ramping production

افزایش تولید

ramping efficiency

افزایش کارایی

ramping capacity

افزایش ظرفیت

ramping growth

افزایش رشد

ramping demand

افزایش تقاضا

ramping efforts

افزایش تلاش ها

جملات نمونه

the company is ramping up production to meet demand.

شرکت در حال افزایش تولید برای پاسخگویی به تقاضا است.

they are ramping up their marketing efforts this quarter.

آنها در این فصل تلاش‌های بازاریابی خود را افزایش می‌دهند.

ramping up the training will improve employee skills.

افزایش آموزش باعث بهبود مهارت‌های کارکنان خواهد شد.

the government is ramping up its efforts to combat climate change.

دولت در حال افزایش تلاش‌های خود برای مقابله با تغییرات آب و هوایی است.

we are ramping up our research on renewable energy.

ما تحقیقات خود در مورد انرژی‌های تجدیدپذیر را در حال افزایش هستیم.

ramping up safety measures is essential for the project.

افزایش اقدامات ایمنی برای پروژه ضروری است.

they are ramping up their social media presence.

آنها حضور خود را در رسانه‌های اجتماعی افزایش می‌دهند.

the team is ramping up for the upcoming competition.

تیم برای مسابقه آینده در حال آماده‌سازی است.

ramping up customer service can lead to higher satisfaction.

افزایش خدمات مشتری می‌تواند منجر به افزایش رضایت شود.

she is ramping up her exercise routine for the marathon.

او روتین تمرینی خود را برای ماراتن افزایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید