ramus

[ایالات متحده]/ˈreɪ.məs/
[بریتانیا]/ˈreɪ.məs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه یا تقسیم یک ساختار؛ شاخه؛ بخشی از پر یک پرنده
Word Forms
جمعramuss

عبارات و ترکیب‌ها

ramus branch

شاخه ramus

ramus structure

ساختار ramus

ramus nerve

عصب ramus

ramus function

عملکرد ramus

ramus angle

زاویه ramus

ramus type

نوع ramus

ramus connection

اتصال ramus

ramus segment

قطعه ramus

ramus area

ناحیه ramus

ramus location

موقعیت ramus

جملات نمونه

the ramus of the mandible is important for jaw movement.

شاخه دندان‌فلک (مندیبل) برای حرکت فک مهم است.

in anatomy, the term ramus refers to a branch of a structure.

در آناتومی، اصطلاح راموس به معنای شاخه‌ای از یک ساختار است.

the ramus communicans connects the sympathetic chain to the spinal nerves.

راموس ارتباطی زنجیره سمپاتیک را به اعصاب نخاعی متصل می‌کند.

each ramus of the brachial plexus serves different muscle groups.

هر راموس از شبکه بازو عصب‌رسانی به گروه‌های مختلف عضلانی می‌دهد.

the ramus of the facial nerve is crucial for facial expressions.

راموس عصب صورت برای حالات چهره حیاتی است.

understanding the ramus of the pelvis aids in surgical procedures.

درک راموس لگن به انجام روش‌های جراحی کمک می‌کند.

the ramus of the ischium provides attachment for muscles.

راموس استخوان لگنی محل اتصال عضلات را فراهم می‌کند.

in birds, the ramus of the jaw is adapted for their diet.

در پرندگان، راموس فک برای رژیم غذایی آنها سازگار شده است.

research on the ramus of the heart can lead to better treatments.

تحقیقات در مورد راموس قلب می‌تواند منجر به درمان‌های بهتر شود.

the ramus of the ulna helps stabilize the forearm.

راموس استخوان بازویی به تثبیت ساعد کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید