rani

[ایالات متحده]/ˈrɑːni/
[بریتانیا]/ˈrɑːni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاهزاده خانم; همسر یک پادشاه
Word Forms
جمعranis

عبارات و ترکیب‌ها

queen rani

ملکه رانی

rani of jhansi

رانی از جانسی

rani dress

لباس رانی

rani title

عنوان رانی

rani role

نقش رانی

rani character

شخصیت رانی

rani story

داستان رانی

rani heritage

میراث رانی

rani legacy

میراث رانی

rani culture

فرهنگ رانی

جملات نمونه

rani is a beautiful name.

رانی نامی زیباست.

my friend rani loves to paint.

دوست من رانی عاشق نقاشی است.

rani has a talent for music.

رانی استعداد زیادی در موسیقی دارد.

rani enjoys reading books in her free time.

رانی از خواندن کتاب در اوقات فراغت خود لذت می برد.

rani is planning a trip to the mountains.

رانی در حال برنامه ریزی برای سفر به کوه ها است.

rani's birthday party was a huge success.

جشن تولد رانی بسیار موفقیت آمیز بود.

rani often helps her neighbors.

رانی اغلب به همسایه هایش کمک می کند.

rani loves to cook traditional dishes.

رانی عاشق پختن غذاهای سنتی است.

rani has a pet cat named whiskers.

رانی یک حیوان خانگی به نام ويسكرز دارد.

rani participates in community service regularly.

رانی به طور منظم در خدمات اجتماعی شرکت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید