ransacking

[ایالات متحده]/ˈrænsækɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrænsækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور کامل جستجو کردن؛ به سرقت بردن یا غارت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ransacking the house

غارت کردن خانه

ransacking the room

غارت کردن اتاق

ransacking the office

غارت کردن دفتر

ransacking the car

غارت کردن ماشین

ransacking the files

غارت کردن فایل‌ها

ransacking the closet

غارت کردن کمد

ransacking the drawers

غارت کردن کشوها

ransacking the bag

غارت کردن کیف

ransacking the belongings

غارت کردن متعلقات

ransacking the shelves

غارت کردن قفسه‌ها

جملات نمونه

the thieves were caught ransacking the house.

سارقان در حال غارت خانه دستگیر شدند.

ransacking the office, they searched for important documents.

در حال غارت دفتر، آنها به دنبال اسناد مهم بودند.

she felt violated after ransacking her personal belongings.

پس از غارت وسایل شخصی‌اش، او احساس تجاوز کرد.

the police found evidence of ransacking at the crime scene.

پلیس شواهدی از غارت در صحنه جرم پیدا کرد.

ransacking the drawers, he finally found the key.

در حال غارت کشوها، او بالاخره کلید را پیدا کرد.

they were accused of ransacking the museum for artifacts.

آنها به سرقت اشیاء باستانی از موزه متهم شدند.

the kids were ransacking the pantry for snacks.

بچه‌ها در حال غارت انباری برای تنقلات بودند.

after ransacking the entire apartment, they left empty-handed.

پس از غارت کل آپارتمان، آنها دست خالی رفتند.

ransacking the old attic revealed hidden treasures.

غارت ایوان قدیمی گنج‌های پنهان را آشکار کرد.

he spent hours ransacking through his old papers.

او ساعت‌ها در حال ورق زدن اسناد قدیمی خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید