ransoms

[ایالات متحده]/ˈræn.səmz/
[بریتانیا]/ˈræn.səmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پول پرداخت شده برای آزادی یک اسیر
v. پولی برای آزادی یک اسیر پرداخت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pay ransoms

پرداخت باج

demand ransoms

درخواست باج

collect ransoms

جمع‌آوری باج

negotiate ransoms

مذاکره برای باج

ransom payments

پرداخت‌های باج

high ransoms

بج‌های بالا

ransom notes

یادداشت‌های باج

ransom demands

درخواست‌های باج

release ransoms

آزادی در ازای باج

ransom threats

تهدیدات باج

جملات نمونه

the kidnappers demanded ransoms for their hostages.

قاتمان خواستار باج برای گروگان‌های خود بودند.

many families struggle to pay ransoms for their loved ones.

خانواده‌های زیادی برای پرداخت باج برای عزیزانشان دست و پا می‌زنند.

ransoms can vary significantly depending on the situation.

باج‌ها می‌توانند بسته به شرایط به طور قابل توجهی متفاوت باشند.

the government does not negotiate ransoms with terrorists.

دولت با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کند.

some people believe paying ransoms encourages more kidnappings.

برخی افراد معتقدند پرداخت باج، باعث تشویق به آدم‌ربایی بیشتر می‌شود.

ransoms were paid in secret to avoid media attention.

باج‌ها به طور مخفیانه پرداخت شدند تا از توجه رسانه‌ها جلوگیری شود.

he was released after his family paid the ransom.

او پس از پرداخت باج توسط خانواده‌اش آزاد شد.

ransoms can sometimes be used as a bargaining tool.

باج‌ها گاهی اوقات می‌توانند به عنوان ابزاری برای مذاکره استفاده شوند.

the police worked tirelessly to recover the ransoms.

پلیس بی‌وقفه برای بازیابی باج‌ها تلاش کرد.

she felt guilty for considering paying the ransom.

او به خاطر فکر کردن به پرداخت باج احساس گناه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید