raphes

[ایالات متحده]/ˈreɪfi/
[بریتانیا]/ˈræfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درز یا لبه بین دو قسمت؛ خط یا لبه‌ای که توسط ذوب دو ساختار تشکیل می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

medial raphe

راپه میانی

raphe nuclei

هسته‌های راپه

raphe line

خط راپه

raphe closure

بستن راپه

raphe development

توسعه راپه

raphe function

عملکرد راپه

raphe region

منطقه راپه

raphe anatomy

آناتومی راپه

raphe structure

ساختار راپه

raphe fibers

الیاف راپه

جملات نمونه

the raphe is an important structure in the brain.

راپه یک ساختار مهم در مغز است.

scientists study the raphe for its role in mood regulation.

دانشمندان راپه را به دلیل نقش آن در تنظیم خلق و خو مطالعه می‌کنند.

damage to the raphe can lead to sleep disorders.

آسیب به راپه می‌تواند منجر به اختلالات خواب شود.

the raphe nuclei are involved in serotonin production.

هسته‌های راپه در تولید سروتونین نقش دارند.

understanding the raphe helps in treating depression.

درک راپه به درمان افسردگی کمک می‌کند.

research on the raphe is advancing rapidly.

تحقیقات در مورد راپه به سرعت در حال پیشرفت است.

the raphe plays a critical role in pain perception.

راپه نقش مهمی در درک درد ایفا می‌کند.

neuroscientists are exploring the connections of the raphe.

عصب‌شناسان در حال بررسی ارتباطات راپه هستند.

the raphe is linked to various neurological functions.

راپه به عملکردهای مختلف عصبی مرتبط است.

studying the raphe could lead to new treatments.

مطالعه راپه می‌تواند منجر به درمان‌های جدید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید