| صفت یا فعل حال استمراری | rappelling |
| شکل سوم شخص مفرد | rappels |
| جمع | rappels |
| زمان گذشته | rappelled |
| قسمت سوم فعل | rappelled |
rappel alert
هشدار یادآوری
rappel message
پیام یادآوری
rappel system
سیستم یادآوری
rappel function
تابع یادآوری
rappel service
سرویس یادآوری
rappel feature
ویژگی یادآوری
rappel call
تماس یادآوری
rappel tool
ابزار یادآوری
rappel date
تاریخ یادآوری
rappel note
یادداشت یادآوری
we need to rappel down the cliff safely.
ما باید به طور ایمن از صخره پایین رفته و خود را پایین بیندازیم.
he learned how to rappel during his climbing course.
او یاد گرفت که در طول دوره کوهنوردی خود چگونه خود را پایین بیاندازد.
rappelling can be dangerous without proper gear.
خود را پایین انداختن بدون تجهیزات مناسب می تواند خطرناک باشد.
the instructor demonstrated how to rappel correctly.
مربی نحوه صحیح خود را پایین انداختن را نشان داد.
she felt a rush of adrenaline while rappelling.
او در حین خود را پایین انداختن، هجوم آدرنالین احساس کرد.
make sure to double-check your harness before you rappel.
مطمئن شوید که قبل از خود را پایین انداختن، هارنس خود را دوباره بررسی کنید.
they practiced rappelling in the indoor climbing gym.
آنها تمرین خود را پایین انداختن را در باشگاه کوهنوردی سرپوشیده انجام دادند.
rappelling is a skill that requires practice.
خود را پایین انداختن مهارتی است که نیاز به تمرین دارد.
he used a figure-eight belay device to rappel.
او از یک دستگاه حمایت با شکل هشت برای خود را پایین انداختن استفاده کرد.
rappelling down the waterfall was an unforgettable experience.
خود را پایین انداختن از آبشار یک تجربه فراموش نشدنی بود.
rappel alert
هشدار یادآوری
rappel message
پیام یادآوری
rappel system
سیستم یادآوری
rappel function
تابع یادآوری
rappel service
سرویس یادآوری
rappel feature
ویژگی یادآوری
rappel call
تماس یادآوری
rappel tool
ابزار یادآوری
rappel date
تاریخ یادآوری
rappel note
یادداشت یادآوری
we need to rappel down the cliff safely.
ما باید به طور ایمن از صخره پایین رفته و خود را پایین بیندازیم.
he learned how to rappel during his climbing course.
او یاد گرفت که در طول دوره کوهنوردی خود چگونه خود را پایین بیاندازد.
rappelling can be dangerous without proper gear.
خود را پایین انداختن بدون تجهیزات مناسب می تواند خطرناک باشد.
the instructor demonstrated how to rappel correctly.
مربی نحوه صحیح خود را پایین انداختن را نشان داد.
she felt a rush of adrenaline while rappelling.
او در حین خود را پایین انداختن، هجوم آدرنالین احساس کرد.
make sure to double-check your harness before you rappel.
مطمئن شوید که قبل از خود را پایین انداختن، هارنس خود را دوباره بررسی کنید.
they practiced rappelling in the indoor climbing gym.
آنها تمرین خود را پایین انداختن را در باشگاه کوهنوردی سرپوشیده انجام دادند.
rappelling is a skill that requires practice.
خود را پایین انداختن مهارتی است که نیاز به تمرین دارد.
he used a figure-eight belay device to rappel.
او از یک دستگاه حمایت با شکل هشت برای خود را پایین انداختن استفاده کرد.
rappelling down the waterfall was an unforgettable experience.
خود را پایین انداختن از آبشار یک تجربه فراموش نشدنی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید