rappel

[ایالات متحده]/ræˈpɛl/
[بریتانیا]/ræˈpɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایین آمدن به وسیله یک طناب؛ عمل پایین آمدن با استفاده از طناب
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریrappelling
شکل سوم شخص مفردrappels
جمعrappels
زمان گذشتهrappelled
قسمت سوم فعلrappelled

عبارات و ترکیب‌ها

rappel alert

هشدار یادآوری

rappel message

پیام یادآوری

rappel system

سیستم یادآوری

rappel function

تابع یادآوری

rappel service

سرویس یادآوری

rappel feature

ویژگی یادآوری

rappel call

تماس یادآوری

rappel tool

ابزار یادآوری

rappel date

تاریخ یادآوری

rappel note

یادداشت یادآوری

جملات نمونه

we need to rappel down the cliff safely.

ما باید به طور ایمن از صخره پایین رفته و خود را پایین بیندازیم.

he learned how to rappel during his climbing course.

او یاد گرفت که در طول دوره کوهنوردی خود چگونه خود را پایین بیاندازد.

rappelling can be dangerous without proper gear.

خود را پایین انداختن بدون تجهیزات مناسب می تواند خطرناک باشد.

the instructor demonstrated how to rappel correctly.

مربی نحوه صحیح خود را پایین انداختن را نشان داد.

she felt a rush of adrenaline while rappelling.

او در حین خود را پایین انداختن، هجوم آدرنالین احساس کرد.

make sure to double-check your harness before you rappel.

مطمئن شوید که قبل از خود را پایین انداختن، هارنس خود را دوباره بررسی کنید.

they practiced rappelling in the indoor climbing gym.

آنها تمرین خود را پایین انداختن را در باشگاه کوهنوردی سرپوشیده انجام دادند.

rappelling is a skill that requires practice.

خود را پایین انداختن مهارتی است که نیاز به تمرین دارد.

he used a figure-eight belay device to rappel.

او از یک دستگاه حمایت با شکل هشت برای خود را پایین انداختن استفاده کرد.

rappelling down the waterfall was an unforgettable experience.

خود را پایین انداختن از آبشار یک تجربه فراموش نشدنی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید