rappels

[ایالات متحده]/ræˈpɛl/
[بریتانیا]/ræˈpɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با استفاده از یک طناب پایین آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

rappels de sécurité

یادآوری‌های ایمنی

rappels de produit

یادآوری‌های محصول

rappels de réunion

یادآوری‌های جلسه

rappels automatiques

یادآوری‌های خودکار

rappels importants

یادآوری‌های مهم

rappels fréquents

یادآوری‌های مکرر

rappels de paiement

یادآوری‌های پرداخت

rappels de date

یادآوری‌های تاریخ

rappels de tâche

یادآوری‌های وظیفه

rappels de service

یادآوری‌های خدمات

جملات نمونه

he made several rappels to remind the team about the deadline.

او چندین یادآوری برای یادآوری به تیم در مورد مهلت مقرر تنظیم کرد.

the teacher's rappels were helpful for the students preparing for the exam.

یادآوری‌های معلم برای دانش‌آموزانی که برای امتحان آماده می‌شدند مفید بود.

she used rappels to keep track of her daily tasks.

او از یادآوری‌ها برای پیگیری کارهای روزانه‌اش استفاده کرد.

the company sends out rappels for upcoming events.

شرکت برای رویدادهای آینده یادآوری ارسال می‌کند.

rappels are essential for managing important deadlines.

یادآوری‌ها برای مدیریت مهلت‌های مقرر ضروری هستند.

he set up rappels on his phone for his appointments.

او یادآوری‌ها را در تلفن همراه خود برای قرار ملاقات‌هایش تنظیم کرد.

the app provides rappels for medication schedules.

برنامه یادآوری‌هایی برای زمان‌بندی داروها ارائه می‌دهد.

she appreciates the rappels that help her stay organized.

او از یادآوری‌هایی که به او کمک می‌کنند منظم بماند قدردانی می‌کند.

the project manager issued rappels to ensure everyone is on track.

مدیر پروژه یادآوری‌هایی صادر کرد تا اطمینان حاصل شود همه در مسیر خود هستند.

rappels can improve productivity by keeping tasks in mind.

یادآوری‌ها می‌توانند با در نظر گرفتن وظایف، بهره‌وری را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید