rapprochement

[ایالات متحده]/ræˈprɒʃmɒ̃/
[بریتانیا]/ˌræproʊʃˈmɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برقراری یک رابطه دوستانه یا از سرگیری روابط دیپلماتیک.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

diplomatic rapprochement

آشتی دیپلماتیک

seeking rapprochement

به دنبال آشتی

جملات نمونه

There’re signs of rapprochement between George and his son.

نشانه هایی از آشتی بین جورج و پسرش وجود دارد.

there were signs of a growing rapprochement between the two countries.

نشانه هایی از آشتی رو به رشد بین دو کشور وجود داشت.

seek rapprochement with old enemies

به دنبال آشتی با دشمنان قدیمی باشید.

attempt a rapprochement between the two parties

تلاش برای ایجاد آشتی بین دو طرف.

achieve rapprochement through dialogue

آشتی را از طریق گفتگو به دست آورید.

strive for rapprochement in international relations

برای ایجاد آشتی در روابط بین‌الملل تلاش کنید.

promote rapprochement between different communities

ترویج آشتی بین جوامع مختلف.

cultural rapprochement through exchange programs

آشتی فرهنگی از طریق برنامه های تبادل.

a successful rapprochement between the warring factions

آشتی موفقیت آمیز بین جناح های درگیر.

نمونه‌های واقعی

Mr Trump's attempt to replicate his tough-guy approach with Iran did not produce a similar rapprochement.

تلاش آقای ترامپ برای تقلید از رویکرد سخت‌گیرانه او با ایران منجر به مصالحه مشابهی نشد.

منبع: The Economist (Summary)

But President Hassan Rouhani opposed the move, which would endanger a potential rapprochement with America under Joe Biden.

اما رئیس‌جمهور حسن روحانی با این اقدام مخالفت کرد، زیرا این اقدام، مصالحه احتمالی با آمریکا تحت رهبری جو بایدن را به خطر می‌انداخت.

منبع: The Economist (Summary)

But if anything the rapprochement with the White House has emboldened the new regime.

اما اگر بخواهیم صادقانه بگوییم، مصالحه با کاخ سفید، رژیم جدید را جسورتر کرده است.

منبع: Time

Iran and Saudi Arabia have been mending ties following a China-brokered rapprochement earlier this year.

ایران و عربستان سعودی پس از مصالحه ای که توسط چین میانجیگری شده بود، روابط خود را ترمیم کرده اند.

منبع: CRI Online June 2023 Collection

To skeptics of the rapprochement that the president set after with typical fanfare, the diplomatic deadlock was all too predictable.

برای منتقدانی که مصالحه ای که رئیس جمهور پس از آن با تشریفات معمول تعیین کرد، بن بست دیپلماتیک برایشان بسیار قابل پیش بینی بود.

منبع: Newsweek

Nowhere else has healing and rapprochement been tested like it has in South Africa.

در هیچ جای دیگری، روند آشتی و مصالحه به اندازه آفریقای جنوبی مورد آزمایش قرار نگرفته است.

منبع: TED Talks (Video Edition) February 2017 Collection

This extremely serious incident makes the chances of a regional conflict that much higher and of a rapprochement that much lower.

این حادثه بسیار جدی، احتمال بروز درگیری منطقه‌ای را بسیار بیشتر و احتمال مصالحه را بسیار کمتر می‌کند.

منبع: PBS English News

That was not just because the rest of her visit was a clear attempt at rapprochement.

این فقط به این دلیل نبود که بقیه سفر او یک تلاش آشکار برای مصالحه بود.

منبع: Economist Finance and economics

The meeting is a milestone in recent rapprochement efforts after a rocky relationship in the past, when both often traded angry barbs.

این دیدار، نقطه عطفی در تلاش‌های اخیر برای مصالحه پس از روابط پرتلاطم در گذشته است، زمانی که هر دو طرف اغلب با کلمات تند با یکدیگر تبادل نظر می‌کردند.

منبع: This month VOA Daily Standard English

Analysts say Greek Prime Minister Kyriakos Mitsotakis's landslide election victory in June is allowing him to pursue his long-term goal of rapprochement.

تحلیلگران می گویند پیروزی قاطع نخست وزیر یونان، کیریاکوس میتسوتاکیس در ماه ژوئن به او اجازه می دهد تا به هدف بلند مدت خود برای مصالحه بپردازد.

منبع: VOA Standard English_Europe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید