rataplan

[ایالات متحده]/ˈrætəplæn/
[بریتانیا]/ˈrætəplæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای طبل زدن؛ طبل زدن
v. (برای) ایجاد صدای کوبیدن
vi. کوبیدن
vt. ایجاد صدای کوبیدن
Word Forms
جمعrataplans

عبارات و ترکیب‌ها

rataplan rhythm

ریتم رتابلان

rataplan sound

صدای رتابلان

rataplan beat

ضرب رتابلان

rataplan march

ماراتن رتابلان

rataplan dance

رقص رتابلان

rataplan tune

ملودی رتابلان

rataplan song

آهنگ رتابلان

rataplan style

سبک رتابلان

rataplan performance

اجرای رتابلان

rataplan festival

جشنواره رتابلان

جملات نمونه

the sound of rataplan filled the air during the celebration.

صدای راتاپلان در طول جشن، هوا را پر کرد.

children love to play with rataplan toys.

بچه ها عاشق بازی با اسباب بازی های راتاپلان هستند.

she danced to the rhythm of the rataplan.

او به ریتم راتاپلان رقصید.

during the parade, the rataplan sounded joyfully.

در طول رژه، صدای راتاپلان با خوشحالی شنیده می شد.

he created a melody inspired by the rataplan.

او یک ملودی الهام گرفته از راتاپلان ساخت.

the children marched in rataplan formation.

بچه ها به صورت مرتب در ردیف راتاپلان راهپیمایی کردند.

we could hear the rataplan from miles away.

ما می توانستیم صدای راتاپلان را از مایل ها دورتر بشنویم.

her laughter was like the sound of a rataplan.

خنده او مانند صدای راتاپلان بود.

they celebrated their victory with a rataplan.

آنها پیروزی خود را با راتاپلان جشن گرفتند.

the rataplan echoed through the valley.

صدای راتاپلان در دره طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید