drumbeat

[ایالات متحده]/'drʌmbiːt/
[بریتانیا]/'drʌmbit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای طبل در حال نواخته شدن، صدای ریتمیک طبل
Word Forms
جمعdrumbeats

عبارات و ترکیب‌ها

rhythmic drumbeat

ضرب‌آهنگ ریتمیک

loud drumbeat

ضرب‌آهنگ بلند

steady drumbeat

ضرب‌آهنگ ثابت

جملات نمونه

The drumbeat echoed through the forest.

ضرب‌آهنگ در جنگل طنین‌انداز بود.

The soldiers marched to the steady drumbeat.

سربازان با ضرب‌آهنگ ثابت به سمت جلو حرکت کردند.

The drumbeat set the rhythm for the dancers.

ضرب‌آهنگ ریتم را برای رقصندگان تعیین کرد.

The drumbeat grew louder as the parade approached.

با نزدیک شدن رژه، ضرب‌آهنگ بلندتر شد.

The drumbeat of war could be heard in the distance.

ضرب‌آهنگ جنگ را می‌توانست در دوردست شنید.

The drumbeat of the music energized the crowd.

ضرب‌آهنگ موسیقی جمعیت را پرانرژی کرد.

The drumbeat of rain on the roof was soothing.

ضرب‌آهنگ باران روی پشت‌بام آرامش‌بخش بود.

The drumbeat of anticipation filled the room.

ضرب‌آهنگ انتظار اتاق را پر کرد.

The drumbeat of change could be felt in the air.

ضرب‌آهنگ تغییر را می‌توانست در هوا احساس کرد.

The drumbeat of tradition echoed through the generations.

ضرب‌آهنگ سنت در طول نسل‌ها طنین‌انداز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید