raters

[ایالات متحده]/ˈreɪtə/
[بریتانیا]/ˈreɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که ارزیابی یا سنجش می‌کند؛ کسی که امتیاز یا نمره اختصاص می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

high rater

ارزیاب با رتبه بالا

low rater

ارزیاب با رتبه پایین

peer rater

همتا ارزیاب

self rater

خود ارزیاب

external rater

ارزیاب خارجی

expert rater

ارزیاب متخصص

anonymous rater

ارزیاب ناشناس

blind rater

ارزیاب کور

primary rater

ارزیاب اصلی

secondary rater

ارزیاب ثانویه

جملات نمونه

the rater assessed the quality of the submissions.

ارزیاب کیفیت ارسال‌ها را ارزیابی کرد.

she was selected as a rater for the competition.

او برای شرکت در مسابقه به عنوان ارزیاب انتخاب شد.

the rater provided detailed feedback on the project.

ارزیاب بازخورد مفصلی در مورد پروژه ارائه کرد.

each rater had a unique perspective on the performance.

هر ارزیاب دیدگاه منحصر به فردی در مورد عملکرد داشت.

the rater's scores were crucial for the final decision.

نمرات ارزیاب برای تصمیم نهایی بسیار مهم بودند.

we need more raters to evaluate the entries.

ما به ارزیاب بیشتری برای ارزیابی ورودی‌ها نیاز داریم.

the rater's job is to ensure fairness in the evaluation process.

وظیفه ارزیاب اطمینان از انصاف در فرآیند ارزیابی است.

he trained to become a certified rater in his field.

او برای تبدیل شدن به یک ارزیاب گواهی شده در زمینه خود آموزش دید.

the rater's comments helped improve the quality of the work.

نظرات ارزیاب به بهبود کیفیت کار کمک کرد.

feedback from the rater was invaluable for the team.

بازخورد از ارزیاب برای تیم بسیار ارزشمند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید