rationalization proposal
پیشنهاد توجیهی
The company used cost rationalization to improve its financial performance.
شرکت از تعدیل هزینه برای بهبود عملکرد مالی خود استفاده کرد.
She offered a rationalization for being late to the meeting.
او بهانهای برای دیر رسیدن به جلسه ارائه کرد.
He used rationalization as a way to justify his unethical behavior.
او از توجیه برای تبرير رفتار غيراخلاقی خود استفاده کرد.
Rationalization is a common defense mechanism used to protect oneself from guilt.
توجیه یک مکانیسم دفاعی رایج است که برای محافظت از خود در برابر احساس گناه استفاده می شود.
The decision to downsize the team was based on a rationalization of resources.
تصمیم به کاهش اندازه تیم بر اساس توجیه منابع بود.
His rationalization for not exercising is that he is too busy.
بهانه او برای ورزش نکردن این است که خیلی سرمشغله دارد.
The government's rationalization for increasing taxes was to fund public services.
توجیه دولت برای افزایش مالیات تامین خدمات عمومی بود.
She used rationalization to convince herself that buying expensive shoes was necessary.
او از توجیه برای متقاعد کردن خود استفاده کرد که خرید کفش های گران قیمت ضروری است.
Rationalization often involves justifying actions or decisions that may not be morally right.
توجیه اغلب شامل توجیه اعمال یا تصمیماتی است که ممکن است از نظر اخلاقی درست نباشند.
The manager's rationalization for the layoffs was the need to cut costs.
توجیه مدیر برای اخراج کارکنان نیاز به کاهش هزینه ها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید