ratter

[ایالات متحده]/ˈrætə/
[بریتانیا]/ˈrætər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که موش‌ها را می‌گیرد؛ خائن
Word Forms
جمعratters

عبارات و ترکیب‌ها

cat ratter

گربه راتر

rat ratter

鼠 راتر

ratter trap

تله راتر

ratter dog

سگ راتر

ratter breed

نژاد راتر

ratter team

تیم راتر

ratter skills

مهارت‌های راتر

ratter behavior

رفتار راتر

ratter training

آموزش راتر

ratter instinct

غریزه راتر

جملات نمونه

the ratter chased the rats out of the barn.

گاوها توسط موش‌ها از طویله بیرون رانده شدند.

we need a good ratter to control the rodent population.

ما به یک گاو خوب برای کنترل جمعیت جوندگان نیاز داریم.

the ratter was praised for its excellent hunting skills.

گاو به خاطر مهارت‌های شکار عالی‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

he trained his dog to be an effective ratter.

او سگ خود را آموزش داد تا یک گاو موثر باشد.

ratter breeds are known for their agility and speed.

نژادهای گاو به دلیل چابکی و سرعت خود شناخته شده اند.

the farmer relied on his ratter to keep the fields clear.

کشاورز به گاو خود اعتماد کرد تا زمین‌ها را پاک نگه دارد.

a good ratter can make a significant difference on a farm.

یک گاو خوب می تواند تفاوت قابل توجهی در یک مزرعه ایجاد کند.

she adopted a ratter from the shelter to help with pest control.

او یک گاو را از پناهگاه بهادار برای کمک به کنترل آفات به فرزندی پذیرفت.

the ratter's instincts kicked in when it spotted a rat.

غریزه گاو فعال شد وقتی یک موش را دید.

training a ratter requires patience and consistency.

آموزش یک گاو نیاز به صبر و ثبات دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید