rattling noise
سر و صدای لرزان
rattling sound
صدای لرزان
a rattling old lift.
یک آسانسور قدیمی و لرزان
a rattling good story.
یک داستان بسیار خوب و جذاب
a rattling good speech
یک سخنرانی بسیار خوب و جذاب
A rattling conversation about politics.
یک مکالمه پر سر و صدا درباره سیاست
saber rattling that set the stage for war.
جنجال و تهدید با شمشیر که مقدمه ای برای جنگ شد.
there was a sound of bottles rattling as he stacked the crates.
صدای برخورد بطریها به گوش میرسید در حالی که او بارها را روی هم میچید.
There was a large, low-ceiled room, with clacking, rattling machines at which men in white shirt sleeves and blue gingham aprons were working.
اتاق بزرگی با سقف کوتاه وجود داشت که در آن ماشینآلاتی با صدای کلیک و لرزش وجود داشت که مردانی با آستینهای سفید و پیشبندهای آبی گingham در آن کار میکردند.
Mr. Lorry had been idle a lo and had just poured out his last glassful of wine complete an appearance of satisfaction as is ever to be found in an elderly gentleman of a fresh complexion who has got to the end of a bottle, when a rattling of wheels came up the narrow street, and rumbled into the inn-yard.
آقای لوری بیکار بوده و به تازگی آخرین لیوان شراب خود را ریخته بود و ظاهری از رضایت را نشان می داد که هرگز در یک آقای مسن با چهره ای شاداب که به انتهای یک بطری رسیده است، یافت نمی شود، وقتی صدای چرخ چرخ ماشین ها از کوچه باریک بالا آمد و به حیاط مهمانخانه رسید.
rattling noise
سر و صدای لرزان
rattling sound
صدای لرزان
a rattling old lift.
یک آسانسور قدیمی و لرزان
a rattling good story.
یک داستان بسیار خوب و جذاب
a rattling good speech
یک سخنرانی بسیار خوب و جذاب
A rattling conversation about politics.
یک مکالمه پر سر و صدا درباره سیاست
saber rattling that set the stage for war.
جنجال و تهدید با شمشیر که مقدمه ای برای جنگ شد.
there was a sound of bottles rattling as he stacked the crates.
صدای برخورد بطریها به گوش میرسید در حالی که او بارها را روی هم میچید.
There was a large, low-ceiled room, with clacking, rattling machines at which men in white shirt sleeves and blue gingham aprons were working.
اتاق بزرگی با سقف کوتاه وجود داشت که در آن ماشینآلاتی با صدای کلیک و لرزش وجود داشت که مردانی با آستینهای سفید و پیشبندهای آبی گingham در آن کار میکردند.
Mr. Lorry had been idle a lo and had just poured out his last glassful of wine complete an appearance of satisfaction as is ever to be found in an elderly gentleman of a fresh complexion who has got to the end of a bottle, when a rattling of wheels came up the narrow street, and rumbled into the inn-yard.
آقای لوری بیکار بوده و به تازگی آخرین لیوان شراب خود را ریخته بود و ظاهری از رضایت را نشان می داد که هرگز در یک آقای مسن با چهره ای شاداب که به انتهای یک بطری رسیده است، یافت نمی شود، وقتی صدای چرخ چرخ ماشین ها از کوچه باریک بالا آمد و به حیاط مهمانخانه رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید