raved

[ایالات متحده]/reɪvd/
[بریتانیا]/reɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور وحشیانه یا بی‌ربط صحبت کردن؛ عصبانی صحبت کردن؛ فریاد زدن یا غرش کردن؛ با اشتیاق صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

raved about

در مورد تعریف و تمجید کرد

raved over

در مورد تعریف و تمجید کرد

raved on

در مورد تعریف و تمجید کرد

raved highly

بسیار تعریف و تمجید کرد

raved endlessly

بی وقفه تعریف و تمجید کرد

raved loudly

با صدای بلند تعریف و تمجید کرد

raved continuously

به طور مداوم تعریف و تمجید کرد

raved passionately

با شور و اشتیاق تعریف و تمجید کرد

raved joyfully

با خوشحالی تعریف و تمجید کرد

raved sincerely

با صداقت تعریف و تمجید کرد

جملات نمونه

the critics raved about the new movie.

منتقدان در مورد فیلم جدید بسیار تعریف کردند.

she raved over the delicious meal.

او در مورد غذای خوشمزه بسیار تعریف کرد.

he raved about the concert he attended last night.

او در مورد کنسرتی که شب گذشته در آن شرکت کرد بسیار تعریف کرد.

fans raved about the band's latest album.

هوادارها در مورد آخرین آلبوم گروه بسیار تعریف کردند.

the teacher raved about the student's impressive project.

معلم در مورد پروژه چشمگیر دانش آموز بسیار تعریف کرد.

they raved about the beautiful scenery during their trip.

آنها در مورد مناظر زیبای سفر خود بسیار تعریف کردند.

critics raved that it was the best performance of the year.

منتقدان گفتند که بهترین اجرای سال بود.

she raved about the book she just finished reading.

او در مورد کتابی که به تازگی تمام کرده بود بسیار تعریف کرد.

the audience raved after the breathtaking performance.

مخاطبان پس از اجرای نفس‌گیر بسیار تعریف کردند.

he raved about the new restaurant in town.

او در مورد رستوران جدید شهر بسیار تعریف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید