razorback

[ایالات متحده]/ˈreɪ.zə.bæk/
[بریتانیا]/ˈreɪ.zɚ.bæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی یا نهنگ با پشتی باریک و نوک‌تیز؛ نوعی نهنگ که به نام نهنگ تیغ‌پشت شناخته می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

razorback hog

خوک رازبک

razorback football

فوتبال رازبک

razorback state

ایالت رازبک

razorback mascot

ماسک رازبک

razorback team

تیم رازبک

razorback game

بازی رازبک

razorback fans

هواداران رازبک

razorback culture

فرهنگ رازبک

razorback rivalry

رقابت رازبک

razorback tradition

آداب و رسوم رازبک

جملات نمونه

the razorback is known for its fierce nature.

رازوربک به خاطر طبیعت خشمگین خود شناخته شده است.

many hunters seek out the razorback for sport.

بسیاری از شکارچیان به منظور تفریح به دنبال شکار رازوربک می‌گردند.

the razorback can be found in various habitats.

رازوربک را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

razorback populations are monitored by wildlife officials.

جمعیت رازوربک‌ها توسط مقامات حفاظت از حیات وحش مورد نظارت قرار می‌گیرد.

razorbacks are often mistaken for wild boars.

رازوربک‌ها اغلب با گراز وحشی اشتباه گرفته می‌شوند.

the razorback's distinctive appearance attracts attention.

ظاهر متمایز رازوربک توجه را به خود جلب می‌کند.

razorback meat is considered a delicacy in some regions.

گوشت رازوربک در برخی مناطق به عنوان یک غذای خاص و لذیذ در نظر گرفته می‌شود.

razorbacks are known for their strength and agility.

رازوربک‌ها به خاطر قدرت و چابکی خود شناخته شده‌اند.

the razorback's habitat is being threatened by urban development.

زیستگاه رازوربک به دلیل توسعه شهری تهدید می‌شود.

researchers study the behavior of razorbacks in the wild.

محققان رفتار رازوربک‌ها را در طبیعت مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید