razoring

[ایالات متحده]/ˈreɪ.zər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈreɪ.zɚ.ɪŋ/

ترجمه

n. روشی یا عملی برای اصلاح با تیغ؛ یک روش جستجو با دقتی شبیه به تیغ

عبارات و ترکیب‌ها

razoring hair

تیغ زدن مو

razoring edges

تیغ زدن لبه‌ها

razoring technique

تکنیک تیغ زدن

razoring style

سبک تیغ زدن

razoring method

روش تیغ زدن

razoring process

فرآیند تیغ زدن

razoring session

جلسه تیغ زدن

razoring tools

ابزارهای تیغ زدن

razoring products

محصولات تیغ زدن

razoring finish

پایان تیغ زدن

جملات نمونه

razoring the edges of the paper gives it a clean look.

برگرداندن لبه‌های کاغذ به آن ظاهری تمیز می‌دهد.

he is razoring his beard for a sharper appearance.

او برای داشتن ظاهری بهتر، ریش خود را کوتاه می‌کند.

razoring the graphics on the screen improved visibility.

کاهش گرافیک روی صفحه نمایش باعث افزایش دید شد.

she spent hours razoring the edges of the fabric.

او ساعت‌ها وقت صرف برش لبه‌های پارچه کرد.

the artist is razoring the canvas for a unique texture.

هنرمند در حال برش بوم برای ایجاد بافتی منحصر به فرد است.

razoring the lines in the design made it more appealing.

برش خطوط در طرح آن را جذاب‌تر کرد.

he learned the technique of razoring during his training.

او این تکنیک را در طول آموزش خود آموخت.

razoring the edges of the photo created a professional finish.

برش لبه‌های عکس باعث ایجاد ظاهری حرفه‌ای شد.

razoring the wood surface gave it a polished look.

برش سطح چوب به آن ظاهری صیقلی بخشید.

she enjoys razoring different materials for her art projects.

او از برش مواد مختلف برای پروژه‌های هنری خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید