| جمع | razzles |
razzle dazzle
رقص و آواز
razzle up
رقص و آواز کردن
razzle them
آنها را رقص و آواز بده
razzle away
دور کردن با رقص و آواز
razzle focus
تمرکز با رقص و آواز
razzle show
نمایش رقص و آواز
razzle dance
رقص و آواز
razzle fun
سرگرمی رقص و آواز
razzle game
بازی رقص و آواز
razzle party
جشن رقص و آواز
she loves to razzle and dazzle at parties.
او عاشق این است که در مهمانی ها بدرخشد و همه را شگفت زده کند.
the magician's tricks really razzled the audience.
ترفندهای جادوگر واقعاً مخاطبان را شگفت زده کرد.
his performance was meant to razzle the competition.
اجرای او قرار بود رقبا را شگفت زده کند.
they decided to razzle their friends with a surprise party.
آنها تصمیم گرفتند با یک مهمانی غافلگیرانه دوستان خود را شگفت زده کنند.
she wore a dress that would razzle anyone who saw it.
او لباسی پوشیده بود که هر کسی که آن را می دید، شگفت زده می شد.
the fireworks display was meant to razzle the crowd.
نمایش آتش بازی قرار بود جمعیت را شگفت زده کند.
his stories always manage to razzle his listeners.
داستان های او همیشه موفق می شوند شنوندگانش را شگفت زده کنند.
the new restaurant aims to razzle food critics.
رستوران جدید قصد دارد منتقدان غذا را شگفت زده کند.
his elaborate plan was designed to razzle his boss.
برنامه پیچیده او برای شگفت زده کردن رئیسش طراحی شده بود.
razzle dazzle
رقص و آواز
razzle up
رقص و آواز کردن
razzle them
آنها را رقص و آواز بده
razzle away
دور کردن با رقص و آواز
razzle focus
تمرکز با رقص و آواز
razzle show
نمایش رقص و آواز
razzle dance
رقص و آواز
razzle fun
سرگرمی رقص و آواز
razzle game
بازی رقص و آواز
razzle party
جشن رقص و آواز
she loves to razzle and dazzle at parties.
او عاشق این است که در مهمانی ها بدرخشد و همه را شگفت زده کند.
the magician's tricks really razzled the audience.
ترفندهای جادوگر واقعاً مخاطبان را شگفت زده کرد.
his performance was meant to razzle the competition.
اجرای او قرار بود رقبا را شگفت زده کند.
they decided to razzle their friends with a surprise party.
آنها تصمیم گرفتند با یک مهمانی غافلگیرانه دوستان خود را شگفت زده کنند.
she wore a dress that would razzle anyone who saw it.
او لباسی پوشیده بود که هر کسی که آن را می دید، شگفت زده می شد.
the fireworks display was meant to razzle the crowd.
نمایش آتش بازی قرار بود جمعیت را شگفت زده کند.
his stories always manage to razzle his listeners.
داستان های او همیشه موفق می شوند شنوندگانش را شگفت زده کنند.
the new restaurant aims to razzle food critics.
رستوران جدید قصد دارد منتقدان غذا را شگفت زده کند.
his elaborate plan was designed to razzle his boss.
برنامه پیچیده او برای شگفت زده کردن رئیسش طراحی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید