razzle

[ایالات متحده]/ˈræzl/
[بریتانیا]/ˈræzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سردرگمی یا نویز؛ چرخ و فلک
Word Forms
جمعrazzles

عبارات و ترکیب‌ها

razzle dazzle

رقص و آواز

razzle up

رقص و آواز کردن

razzle them

آنها را رقص و آواز بده

razzle away

دور کردن با رقص و آواز

razzle focus

تمرکز با رقص و آواز

razzle show

نمایش رقص و آواز

razzle dance

رقص و آواز

razzle fun

سرگرمی رقص و آواز

razzle game

بازی رقص و آواز

razzle party

جشن رقص و آواز

جملات نمونه

she loves to razzle and dazzle at parties.

او عاشق این است که در مهمانی ها بدرخشد و همه را شگفت زده کند.

the magician's tricks really razzled the audience.

ترفندهای جادوگر واقعاً مخاطبان را شگفت زده کرد.

his performance was meant to razzle the competition.

اجرای او قرار بود رقبا را شگفت زده کند.

they decided to razzle their friends with a surprise party.

آنها تصمیم گرفتند با یک مهمانی غافلگیرانه دوستان خود را شگفت زده کنند.

she wore a dress that would razzle anyone who saw it.

او لباسی پوشیده بود که هر کسی که آن را می دید، شگفت زده می شد.

the fireworks display was meant to razzle the crowd.

نمایش آتش بازی قرار بود جمعیت را شگفت زده کند.

his stories always manage to razzle his listeners.

داستان های او همیشه موفق می شوند شنوندگانش را شگفت زده کنند.

the new restaurant aims to razzle food critics.

رستوران جدید قصد دارد منتقدان غذا را شگفت زده کند.

his elaborate plan was designed to razzle his boss.

برنامه پیچیده او برای شگفت زده کردن رئیسش طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید