glamor

[ایالات متحده]/ˈɡlæmə/
[بریتانیا]/ˈɡlæmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جاذبه؛ زیبایی فریبنده؛ جادو
vt. افسون کردن
Word Forms
جمعglamors

عبارات و ترکیب‌ها

glamor shot

عکس جذاب

glamor queen

ملکه جذابیت

glamor model

مدل جذاب

glamor fashion

مد جذاب

glamor lifestyle

سبک زندگی جذاب

glamor event

رویداد جذاب

glamor industry

صنعت جذاب

glamor magazine

مجله جذاب

glamor night

شب جذاب

glamor style

سبک جذاب

جملات نمونه

her dress added a touch of glamor to the evening.

لباس او جلوه‌ای از جذابیت را به شب افزود.

the glamor of hollywood attracts many aspiring actors.

جذابیت هالیوود بسیاری از بازیگران مشتاق را به خود جذب می‌کند.

she enjoys the glamor of city life.

او از جذابیت زندگی در شهر لذت می‌برد.

glamor often comes with a price.

جذابیت اغلب با بهایی همراه است.

the glamor of the fashion show was breathtaking.

جذابیت نمایش مد نفس‌گیر بود.

he was captivated by the glamor of the gala.

او مجذوب جذابیت مهمانی شد.

they sought the glamor of a luxurious lifestyle.

آنها به دنبال جذابیت یک سبک زندگی لوکس بودند.

her makeup added to her glamor.

آرایش او به جذابیتش افزود.

the glamor of the event was unforgettable.

جذابیت رویداد فراموش نشدنی بود.

with time, the glamor of the past faded.

با گذشت زمان، جذابیت گذشته محو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید