readable

[ایالات متحده]/ˈriːdəbl/
[بریتانیا]/ˈriːdəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خواندن آسان; قابل خواندن; لذت بخش برای خواندن.

جملات نمونه

The font size should be adjustable to ensure the text is readable.

اندازه فونت باید قابل تنظیم باشد تا اطمینان حاصل شود که متن قابل خواندن است.

The book has a clear layout, making it very readable.

کتاب دارای طرح‌بندی واضحی است که آن را بسیار قابل خواندن می‌کند.

She prefers books with large, readable print.

او ترجیح می‌دهد کتاب‌هایی با چاپ بزرگ و خوانا داشته باشد.

The article was written in a very readable style.

مقاله با سبکی بسیار خوانا نوشته شده است.

The website design is clean and readable, with easy navigation.

طراحی وب‌سایت تمیز و خوانا است، با ناوبری آسان.

The instructions should be concise and easily readable.

دستورالعمل‌ها باید مختصر و به راحتی قابل خواندن باشند.

The report needs to be reformatted to be more readable.

گزارش باید برای خوانایی بیشتر قالب‌بندی مجدد شود.

His handwriting is neat and readable.

خط دست او مرتب و خوانا است.

The menu is well-organized and readable.

منو به خوبی سازماندهی شده و خوانا است.

The document needs to be converted into a more readable format.

باید سند را به قالبی خواناتر تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید